انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧٨ - جهان بينى دينى و فرهنگ انسانى
مشكل حضرت ابراهيم يا حضرت لوط نبود؛ بلكه مشكل تمام انبياء عليهم السلام بود. من در ماه مبارك رمضان وقتىكه تاريخ انبياء عليهم السلام را مى خواندم، مكررًا بيان داشتم كه مشكلات انبياء يك مشكل عمومى بوده كه دامنگير تمام آنان بوده است.
ما اكنون در قرن بيست و يكم زندگى مىكنيم، اماّ همان مشكلاتها كه انبياء در طول تاريخ با آن گرفتار بودند در اين قرن نيز باقى است. امروز نيز فرهنگ دينى با فرهنگ مادى قابل قياس نيست. فرهنگ مادى همان فرهنگ جاهليت است، زبان مادى نيز همان زبان جاهليت است. اگر همجنسبازى در دوران حضرت لوط عليه السلام رايج بوده، اكنون نيز همجنسبازى رايج است. هيچ تغييرى در فرهنگ مادى و يا فرهنگ جاهليت به وجود نيامده است. حالا ممكن است با توجه به پيشرفت انسانها مقدارى كمى تغييرات در زندگانى بشر به وجود آمده باشد؛ ولى تا هنوز بشر به آن فرهنگ والاى انسانى خود نرسيده است كه از فرهنگ مزخرف مادى دست بردارد. هنوز خيلى زود است كه بشر به فرهنگ دينى و آسمانى تسليم شود.
حضرت موسى عليه السلام با بيان شيوا و منطق رسا با فرعون صحبت نمود؛ اما فرعون آنحضرت را متهم به ديوانگى و به جادوگرى نمود. اين در حالى بود كه موسى عليه السلام در خانه او بزرگ شده بود و زن مجلله او موسى را به فرزندى گرفته بود. هيچ چيزى از اخلاق و رفتار آنحضرت عليه السلام بر فرعون پوشيده نبود و خوب هم مىدانست كه موسى دروغگو نيست؛ ولى غرور و تكبر تمام وجود او را فرا گرفته بود. «فَتَوَلَّى بِرُكْنِهِ،