انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٩٦ - آرزوى بچه گانه
كسى آرزوى بهشت كند. بهشت به اين آسانى بهدست نمىآيد، بهشت رفتن استعداد مىخواهد، لذت بردن از نعمتهاى بهشتى كمال مىخواهد، ظرفيت مىخواهد؛ در ابتداء بايد روح انسان كامل شود، روح انسان كامل نمىشود مگر به تكليف و عبادت، انسان بايد در دنيا آنقدر عمل نيك انجام بدهد، آنقدر زحمت بكشد تا روحش به كمال لايق خود برسد، وقتىكه روح كامل شد انسان مستحق بهشت مىشود و استعداد بهشتى را نيز پيدا مىكند.
بهشت رفتن بدون تكليف مثل اين مىماند كه انسان براى يك بچه دوساله زن بگيرد. آيا بچه دوساله استعداد زن گرفتن را دارد؟ آيا بچه دوساله از زن گرفتن لذت مىبرد؟ جواب منفى است. آيابراى يك انسان مريض كه دهانش از شدت درد تلخ شده است، از غذاى خوش مزه و لذيذ لذت مىبرد؟ انسان مريض نمىتواند لذت غذا را بفهمد، تشخيص مزه غذا براى شخص مريض سخت است، چگونه او از خوردن آن لذت ببرد؟ هرچند غذاى لذيذ و خوشمزه را در دهان مريض بگذارد، او از خوردن آن لذت نمىبرد. ممكن است كسى بگويد شكر روى غذا بريزيد تا تلخى دهان مريض برطرف شود، نهخير، با ريختن شكر چيزى از تلخى دهان مريض كم نمىشود؛ مريض بايد تداوى شود، داكتر برود، دوا (دارو) مصرف كند تا صحت پيدا كند. اگر مريض صحت پيدا كند تلخى دهان او از بين مىرود، آنوقت از خوردن هر غذاى لذت مىبرد، ولو غذاى خيلى خوشمزه هم نباشد.