انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٩٨ - تحقيق و علت يابى
علت وجود أشيا را بدانند؟ به نظر من تمام دانشمندان بهدنبال علت أشيا مىگردند. علوم تجربى مخصوص همين كار است كه علت يابى كند. مردم عوام و انسانهاى بىسواد اگر ببيند هوا پنج درجه سردتر و يا گرمتر شده است، اصلًا نمىپرسد كه چرا هوا سرد شده است؟ براى اينكه سردى را مربوط به طبيعت مىدانند، مىگويند چون زمستان نزديك است هوا نيز سرد شده است، پس سردى هوا چرا نمىخواهد، فصل سردى رسيده و هوا هم سرد شده است.
به نظر شما انسانهاى دانشمند نيز اين چنين مىگويند؟ اگر بگوييد بلى، اشتباه است؛ براى اينكه سردى هوا از خود علت دارد، دانشمندان در صدد هستند تا علت آن را پيدا كنند. هر معلول از خود علت دارد، مثلًا براى چه در پُشت دست فلان شخص يك دانه بهوجود آمده است؟ اگر نزد داكتر متخصص برويد، مىگويد: اين دانه از خود علت دارد، حالا داكتر مؤمن باشد يا كافر فرق نمىكند، داكتر متخصص چه به خدا ايمان داشته باشد يا نداشته باشد، علت مرض را مىفهمد، مىگويد: اين دانه بدون علت بهوجود نمىآيد، بايد علت آن را جستجو كنيم. اگر بدن كسى ورم كرده باشد، هيچ داكترى در دنيا پيدا نمىشود كه بگويد، خود به خود ورم كرده است؛ حتماً مىگويد توسط فلان علت بدن شما ورم كرده است. دانشمندان حتى براى چيزهاى جزئى كه در دنيا وجود دارند علت قايل مىشوند، هيچ دانشمندى نمىگويد: فلان چيز خود به خود بدون علت بهجود آمده است؛ زيرا انسان عاقل معلول بدون علت را قبول نمىكند.