اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٣١٣ - وجه تسميه علم كلام
مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدى؛[١] جز گمان و خواهشهاى نفسانى پيروى نمىكنند، در حالى كه هدايت از سوى پروردگارشان براى آنان آمده است[٢] و آيات ديگر و رواياتى كه ما را از پيروى كردن از ظن و رأى، نهى مىكنند.[٣]
اخباريان در اين بحث، به رواياتى در عدم اعتبار علم كلام و مذمّت متكلّمان استدلال كردهاند كه برخى از آنها را بيان مىكنيم:
١. در روايتى امام صادق (ع) مىفرمايد:
يهلك أهل الكلام و ينجو المسلمون.[٤]
اهلكلام، هلاك مىشوند و آنها كه تسليم شوند، نجات مىيابند.
چون متكلّمان، با عقلهاى ناقص خود، قواعد و مقدّماتى را تأسيس كردهاند كه بيشتر علم كلام به آنها برمىگردد و مطالب ديگر به آنها سنجيده مىشود، بدين روى، امام (ع) فرمود كه آنان به هلاكت مىرسند.[٥]
٢. محمّدبن عيسى مىگويد: علىبن هلال در نامهاى به موسىبن جعفر (ع) نوشت: مردم از كلام در دين نهى شدهاند؛ ولى افرادى از دوستان شما كه اهلكلام هستند، اين نهى را تأويل بردهاند، كه اين نهى، اشخاصى را شامل مىشود كه در علم كلام تخصّص ندارند؛ ولى آنانى كه خوب حرف مىزنند، از آنها نهى نشده است. آيا اين تأويل، درست است؟ امام (ع) در جواب نوشت:
المحسن و غيرالمحسن لا يتكلّم فانّ إثمه أكبر من نفعه.
آن كه تخصّص دارد [و خوب حرف مىزند] و آن كه نمىتواند، وارد كلام نشود؛ زيرا گناه كلام، از نفعش بيشتر است.[٦]
[١]. سوره نجم، آيه ٢٣.
[٢]. إثبات الهداة، ج ١، ص ١٢٢.
[٣]. راه صواب، ص ٥.
[٤]. الفوائد، ص ٥٢١، ح ٤؛ التوحيد، ص ٤٥٨، ح ٢٢؛ إثبات الهداة، ج ١، ص ١٢٧، ح ١٥؛ بحارالأنوار، ج ٢، ص ١٣٢، ح ٢٣.
[٥]. مرآة العقول، ج ٢، ص ٢٧٠؛ بحارالأنوار، ج ٢، ص ١٣٢.
[٦]. التوحيد، ص ٤٥٩، ح ٢٦؛ إثبات الهداة، ج ١، ص ١٢٨، ح ١٩.