اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٢٨٧ - آسيبشناسى دلايل عقلى
طريق خداشناسى، صرف عقل است و در اين جا، سمع نمىتواند دليل باشد؛ زيرا سمع، وقتى دليل بر چيزى مىشود كه انسان [پيشتر]، خدا را شناخته باشد و بداند كه «او حكيم است و كار قبيح انجام نمىدهد و دروغگويان را تصديق نمىكند». و قبل از آن كه شناخت خداوند به اين گونه حاصل شود، سمع، دليل شمرده نمىشود. پس ما اين سخن را- كه برخى از اصحاب ما گفتهاند: «معرفتخدا، از قول امام استفاده مىشود»- رد مىكنيم؛ چراكه شناخت امام (ع)، مبتنى بر معرفت خداوند است.[١]
شيخطوسى نيز در اين باب، تقليد را اگرچه مُحق باشد، روانمىداند و در بيانى همانند سيّد مىگويد:
سخن پيامبران نمىتواند راهى به سوى معرفت خداوند باشد؛ زيرا پذيرش راستْگفتارى و درستْكردارى پيامبران، بر شناسايى خداوند و توحيد و يكتا دانستن او پايهگذارى شده است. پس چگونه مىتوان اصل را از طريق فرع شناخت؟![٢]
به اعتقاد ابنميثم (شارح نهجالبلاغه)، حجّيت قول معصوم، متوقّف بر معرفتخداست و اگر معرفتخدا هم متوقّف بر قول معصوم باشد، دور لازم مىآيد.[٣]
آسيبشناسى دلايل عقلى
يكى از مهمترين ايرادهايى كه به شيوه متكلّمان در استدلال عقلى وارد شده، مبتنى بر اين ادّعاست كه تعارضات و اختلافات بسيارى در آرا و فتاواى ايشان وجود دارد و اخباريان، همين را نشانه بىاعتبار بودن روشهاى عقلى آنان گرفتهاند. روشن است كه چنين اختلافى اگر در اصول عقايد باشد، پذيرفتنى نيست و
[١]. جوابات المسائل الرازية( رسائل الشريف المرتضى، ج ١)، ص ١٢٧.
[٢]. تمهيد الاصول فى علم الكلام، ص ٣- ٤.
[٣]. قواعد المرام فى علم الكلام، ص ٣٠. وى در جاى ديگر، قائل به تفصيل ميان معرفتخدا با توحيد و وحدانيت خداوند مىشود و مىگويد:« با نقل نمىتوان علم به وجود صانع پيدا كرد؛ زيرا دور لازم مىآيد؛ ولى توحيد و وحدانيت خداوند، هم با عقل حاصل مىشود و هم با نقل»( همان، ص ٤).