اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٨٠ - ٥ اصحاب حديث يا محدثان
... بلى؛ جماعتى از اخباريه كه خويشتن را شيعت خوانند ...] از ايشان [بسى نماندهاند و اگر جايى باشند، اين معنا پنهان [از] اصوليان كنند [؛ چرا] كه علمالهدى] سيدمرتضى [و شيخ ابو جعفر طوسى و علماى ما از متأخران، بر ايشان انكار كردهاند ....[١]
همو در بحث اين كه آيا فضل و مقام على (ع) بالاتر از انبياست يا مقام انبيا بيشتر است، مىگويد:
حشويه و اخباريه از شيعه، قائلاند [كه] على (ع) افضل است؛ ولى مذهب [- ما] اصوليين شيعه بر اين است همچنان كه رسول خدا (ص) افضل انبياست، حضرت على (ع) هم افضل اوصياست، ولى مقامش از انبيا بالاتر نيست.[٢]
گويا دستهبندى ميان متكلّمان و اصحاب حديث، رفتهرفته جاى خود را به تقابل دوگروه «اخباريان» و «اصوليان» داده است. در اين صورت، بايد به جرياناتى پرداخت كه احتمالًا از سده چهارم، باعث ايجاد تحوّل معنايى در چند واژه و اصطلاح شدهاند. اينك در حدّ احتمالى كه شايسته دقت بيشترى است، مىتوان گفت:
١. نياز عالمان شيعه به احاديث، و وجود محدّثانى كه هيچ ترديدى در جلالت شأنشان نبود، عالمان كلامى را وامىداشت كه از آنان با تعابير بهترى ياد كنند. تركيب اصحاب حديث كه تا پيش از آن، بىمحابا دلالت بر بىدقتى در محتواى حديث و بىبهره بودن از تأملات عقلانى داشت، اينك براى كسانى به كار مىرفت كه دست كم در ظاهر، نمىبايست با اين اوصاف ياد شوند. از اينروست كه مىبينيم «اصحاب حديث» در برخى از عبارات، به معناى «محدّثان» يا همان
كارشناسان و راويان حديث، بهكاررفته است. در اينگونه موارد، بيشتر به تخصّص افراد توجه شده است تا به مبنايى در معرفت دينى؛ گرچه با دانستن اين ويژگى صنفى، و به قرينه ديگر اطلاعاتى كه داريم، شايد بتوانيم گرايش فرد را نيز
[١]. وى در ادامه، از« كتب اخباريه» نيز ياد كرده است( نقض، ص ٥٦٨- ٥٦٩).
[٢]. همان، ص ٥٢٩.