اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٣٤٤ - مقدمه
درباره تقليد- كه از مسائل علم اصول است-، امام عسكرى (ع) از امام صادق (ع) روايتى را بيان مىكند كه شرايط مقلَّد را بازگو مىكند:
فامّا من كان من الفقهاء صائناً لنفسه حافظاً لدينه مخالفاً على هواه مطيعاً لامر مولاه فللعوام ان يقلدوه و ذلك لا يكون الّا بعض فقهاء الشيعة لا جميعهم.[١]
افرادى از فقها كه نگاهدارنده نفس خويش و نگهبان دين خود هستند و با هواى نفس، مخالفت مىنمايند و امر مولايشان را پيروى مىكنند، بر انسانهاى عوام است كه از آنها تقليد كنند و اين شرايط را بعضى از فقهاى شيعه دارا هستند، نه همهشان!
نسبت به اجتهاد و فقاهت- كه از اهمّ مسائل علم اصول است-، امام صادق (ع) مىفرمايد:
مَن كان منكم قد روى حديثنا و نظر فى حلالنا و حرامنا و عرف أحكامنا فليرضوه حكماً ....[٢]
كسى از شما شيعيان كه حديث ما را روايت كند و نظرى در حلال و حرام ما داشته باشد و احكام ما را بشناسد، به حَكَميت او راضى شويد ....
درباره اصل اباحه و برائت اصليه، امام صادق (ع) مىفرمايد:
كل شىء مطلق حتى يرد فيه نهى.[٣]
هر چيزى مطلق و رهاست، تا زمانى كه نهى در آن وارد نشده باشد.
در سخن ديگر مىفرمايد:
ما حجبالله علمه على العباد فهو موضوع عنهم.[٤]
آنچه را كه خداوند از علم خود بر بندگانْ پنهان داشته و بيان نكرده، حكم آن برداشته شده است.
وى در باره استصحاب در شبهات، از زراره، از امام باقر (ع) يا امام صادق (ع) چنين نقل مىكند:
[١]. التفسير المنسوب إلى الإمام العسكرى( ع)، ص ٣٠٠؛ الإحتجاج، ج ٢، ص ٢٦٣.
[٢]. الكافى، ج ١، ص ٦٧، ح ١٠.
[٣]. كتاب من لا يحضره الفقيه، ج ١، ص ٢٠٨، ح ٩٣٧.
[٤]. الكافى، ج ١، ص ١٦٤، ح ٣.