اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٢٠ - پيشگفتار
مسلك اخباريگرى، بهكوشش بىدريغ ملا محمّدامين استرآبادى (م ١٠٣٢ ق)، پاگرفت و چنان آوازه و اعتبارى يافت كه هرگز نتوان ناچيزش شمرد. استرآبادى با نگارش كتاب الفوائد المدنية، نام مسلك اخبارى را در علوم اسلامى و تاريخ اجتماعى شيعه، ماندگار ساخت. وى در اين كتاب، رهروانِ راه اجتهاد را به چالش كشيد، اجتهاد و تقليد را ناروا شمرد، ادّله استنباط را محدود به «كتاب» و «سنّت» دانست و اجماع و عقل را از دايره حجّت، بيرون نهاد. وى معتقد بود كه روش علماى پيشين و بهويژه فقهاى دوران حضور ائمّه، مراجعه مستقيم به روايات بوده است و نه اجتهاد در ادلّه. از نگاه استرآبادى، تقسيم مردم به مجتهد و مقلّد، صحيح نيست؛ چراكه تقليد از غيرمعصوم، جايز نيست و همه مردم بايد مقلّد معصومان باشند.
با همه پيشينه و استوارىِ شيوه اجتهاد در ميان شيعيان، تفكّر استرآبادى و هممسلكان او، در ميان حوزههاى علميه شيعه در دوران صفويه جاباز كرد و انديشهمندان بسيارى، اين شيوه را پذيرفتند و در جرگه اخباريان درآمدند.
البته كسانى كه شيوه ملامحمّدامين استرآبادى را پسنديدند، در ميانِ دوطيف «اعتدال» و «تندروى»، پراكنده بودند. از پيروان تندرو و متعصّب مكتب اخبارى، مىتوان از عبداللهبن صالح سماهيجى (م ١١٣٥ ق) صاحب منية الممارسين و ميرزامحمّد اخبارى (م ١٢٣٢ ق) مؤلف كتاب منية المرتاد فى ذكر نفاة الاجتهاد، ياد كرد.
همچنين، محدّثان و فقيهان بزرگى را مىتوان يافت كه در عين اعتقاد به مكتب اخبارى، روش اعتدال و ميانهروى را برگزيده بودند؛ مانند: محمّد تقى مجلسى (م ١٠٧٢ ق)، ملاخليل قزوينى (م ١٠٨٩ ق)، ملامحسن فيضكاشانى (م ١٠٩١ ق)، شيخحرّ عاملى (م ١١٠٤ ق)، و شيخيوسف بحرانى (م ١١٨٦ ق).
در مقابل، مكتب «اصوليان» قرار داشت كه همچنان معتقد به روش اجتهاد بودند و به اصول فقه گرايش داشتند. پيروان اين دومكتب، اختلافات ژرفى در باب چگونگىِ برخورد با احاديث و دستيابى به احكام دينى داشتند و هركدام، روش ديگرى را نامعتبر مىشمردند. اين اختلاف نظرها، در قرن يازدهم هجرى به