اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٤٤٦ - اخباريان و عدم حجيت مفاهيم
همچنين وقتى گويندهاى مىگويد: «أعتق عبدك عنّى علّى ألف»؛ بندهات را براى من آزاد كن، هزار درهم به تو مىدهم»، صحّت اين كلام، شرعاً توقّف دارد كه ملكى در تقدير گرفته شود؛ زيرا عتق بدون ملك، شرعاً صحيح نيست (لا عتق إلّا فى ملك).[١] اين دلالت اقتضا حجّيت دارد، اگر موقوفعليه، قطعى بوده باشد.[٢]
و اگر اينها متوقّف بر قصد متكلّم نباشد، ولى گوينده، حكم را همراه وصف يا نظير وصف ذكر كرده كه اگر آن وصف يا نظيرش محل بر علّيت حكم مذكور نشود، آن كلام از گوينده استبعاد دارد، حال اگر همين وصف و علّت در غيرآن مورد باشد، همان حكم را لازم دارد و به اين دلالت، ايماء و تنبيه مىگويند. مثل اين كه اعرابىاىآمد نزد پيامبر (ص) و گفت: هلكت و أهلكت. پيامبر (ص) فرمود: «مگر چه كردهاى كه هم خودت هلاك شدى و هم ديگرى را به هلاكت رساندى؟». اعرابى در جواب گفت: با همسرم در روز ماه مبارك رمضان آميزش كردم. پيامبر (ص) فرمود
: أعتق رقبة.[٣]
اين جِماع (آميزش)، اگر علّت وجوب كفّاره و آزادى برده نباشد، مقرون بودن حكم عتاق به هلاكت از طرف شارع، بعيد بود. حال وقتى جماع، علّت حكم شد، مثل اين است كه پيامبر فرمود:
«إذا واقعت فكفّر»،
و اگر شخص ديگرى در روز ماه رمضان با همسر خود نزديكى كند، مشمول اين حكم است و بايد بنده آزاد كند. مانند همان جايى كه شخص با لباس نجس نماز خوانده بود و حكم فرمود كه: نماز
را اعاده كن:
«أعد صلاتك».[٤]
كه از اين حديث استفاده مىشود نجاست، علّت اعاده نماز است. پس اعاده، واجب است، در هر جايى كه نجاست باشد.[٥]
[١]. زبدة الاصول، ص ٣٨٩؛ ملاذ الأخيار، ج ١، ص ١٦- ١٧؛ الحدائق الناضرة، ج ١، ص ٥٥- ٥٦.
[٢]. الوافية، ص ٢٢٨؛ الحدائق الناضرة، ج ١، ص ٥٦.
[٣]. كتاب من لا يحضره الفقيه، ج ٢، ص ٧٢، ح ٣٠٩؛ وسائل الشيعة، ج ٧، ص ٣٠( ما يمسك عنه الصائم، باب ٨)، ح ٥.
[٤]. ر. ك: الكافى، ج ١، ص ١٨، ح ١٤- ١٧.
[٥]. الحدائق الناضرة، ج ١، ص ٥٦؛ قوانين الاصول، ج ٢، ص ٨٥.