اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٥١٠ - نگاه اخباريان به تقسيم اخبار
اصحاب به روايت او عمل مىكنند، مانند: عمّار ساباطى و امثال او كه شيخ در عدّة،[١] آنان را ذكر كرده است.
چهار. آن روايت در يكى از كتبى باشد كه بر امامان (عليهم السلام) عرضه شده باشد، مانند: كتاب عبيد الله حلبى كه بر امام صادق (ع) عرضه داشته شد،[٢] و كتاب يونسبن عبدالرحمان و فضلبن شاذان[٣] كه بر امام عسكرى (ع) عرضه داشته شده و امام (ع) به صحّت روايات آنان حكم كرده و يا بر آنان رحمت فرستاده است و يا روايت در كتب افرادى باشد كه امام (ع) امر به اخذ احاديث آنان و نهى از عقيدهشان نموده است، مانند كتب بنىفضّال كه فرمود: «خذوا ما رووا و ذروا ما رأوا».[٤]
پنج. آن روايت از كتبى اخذ شده باشد كه در بين سلف، وثوق و اعتماد به آنها شيوع داشته، خواه مؤلّفان آنها از اماميه باشندمانند كتاب الصلاة حريزبن عبدالله سجستانى و كتب حسين و حسن (فرزندان سعيد) و علىبن مهزيار، يا از غيراماميه مانند: كتاب حفصبن غياث قاضى و حسينبن عبدالله سَعدى و كتاب القبلة از علىبن حسن طاطرى.[٥]
بعد اخباريان مىگويند: در مقابل روايت صحيح، روايت ضعيف است كه اين هم در نزد قدما به سه معناست:
١. روايتى كه به واسطه قرائن به صدور آن از معصوم قطع نداريم.
٢. خبرى كه قطع داريم از معصوم صادر شده؛ ولى در مقام عمل، معارضى قوىتر از آن وجود دارد، مثل اين كه يك روايت نقل شده و ديگرى دستخطّ معصوم است كه دومى قوىتر است.
٣. قطع پيدا كنيم مضمون آن روايت، حكمالله نيست؛ زيرا مخالف امر ضرورى است، هرچند بدانيم از معصوم صادر شده است.[٦]
[١]. العدّة فى اصول الفقه، ج ١، ص ١٥٠.
[٢]. رجال النجاشى، ص ٢٣١، ش ٦١٢.
[٣]. اختيار معرفة الرجال، ص ٤٨٤، ش ٩١٣ و ص ٥٣٨، ش ٢٠٢٣.
[٤]. الغيبة، شيخطوسى، ص ٣٩٠، ح ٣٥٥.
[٥]. مشرق الشمسين، ص ٢٦- ٢٩؛ وسائل الشيعة، ج ٢٠، ص ٦٥- ٦٦.
[٦]. الفوائد المدنية، ص ١٧٧.