اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٤٥٤ - تعريف مفهوم موافق
علينا أن نلقى إليكم الاصول و عليكم أن تفرّعوا؛[١]
بر ماست كه قواعد را براى شما بيان كنيم. و بر شماست كه فروع را بر آن قواعد تطبيق دهيد. و مثل اين روايت صحيح، روايت ديگرى[٢] است كه بزنطى از امام رضا (ع) نقل مىكند.[٣]
دسته دوم مانند علّامه در مبادى و النهايه،[٤] شهيد در الذكرى،[٥] صاحب مدارك و معالم،[٦] وحيد بهبهانى[٧] و ميرزاى قمى[٨] و شيخجعفر كاشفالغطاء[٩] و ... مىگويند اين تعدّى از باب مفهوم موافق است كه از لفظ استفاده مىشود.
علّامه مىگويد: علما بر حجّيت مفهوم موافق اتّفاق دارند غيراز ورود ظاهرى؛ زيرا لفظ به دلالت ظاهرى بلكه قطعى بر حجّيت آن دلالت دارد. وقتى ولى به عبدش مىگويد: «به هيچ كس به مقدار حبّهاى ظلم نكن»، هر عاقلى از اين كلام مىفهمد كه مولا عبدش را از ظلمكردن زيادتر از حبّه نهى كرده است. همينطور اگر بگويد: «به پدر و مادرت اف مگو»، هر عاقلى مىفهمد زدن آنها حرام است. همينطور كه اين كلام در حرمت ظلم به اندازه يك حبّه و اف گفتن پدر و مادر
حجّيت دارد، به حرمت زيادتر از حبّه و ضرب، اولى و سزاوارتر به حجّيت است و دلالت لفظ در اين دو، قوىتر از دلالت لفظ منطوق است[١٠] و اين از باب قياس نيست؛ بلكه از باب مفهوم است؛ زيرا شرط مسكوتٌ عنه، آن است كه از منصوصٌ عليه به حكم، سزاوارتر باشد، به خلاف قياس كه اولويت در آن، شرط نيست.[١١]
[١]. السرائر، ابنادريس، ج ٣، ص ٥٧٥؛ عوالى اللئالى، ج ٤، ص ٦٤، ح ١٧؛ وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٤١( صفات القاضى، باب ٦)، ح ٥١.
[٢]. همان.
[٣]. التنقيح الرائع، ج ١، ص ٧؛ كاشفة الحال، ١١١.
[٤]. مبادى الوصول، ص ٢١٧؛ نهاية الوصول إلى علم الاصول، ج ٢، ص ٥١٨.
[٥]. ذكرى الشيعة، ج ١، ص ١٣٨.
[٦]. مدارك الأحكام، ج ٢، ص ٣١٧؛ معالم الدين، ج ٢، ص ٦٠٩.
[٧]. الفوائد الحائرية، ص ١٤٨.
[٨]. قوانين الاصول، ج ٢، ص ٢٦٦.
[٩]. الحقّ المبين فى تصويب المجتهدين و تخطئته الأخباريّين، ص ٦٠ و ١٠٢.
[١٠]. نهاية الوصول إلى علم الاصول، ج ٢، ص ٥١٨.
[١١]. مبادى الوصول، ص ٢١٨؛ تهذيب الوصول، ص ٢٥١.