اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٤٩٩ - نگاه مجتهدان به اختلاف اخبار
براى نمونه، سلمةبن مُحرز در حجّ تمتّع، روز عيد قربان از مِنا رفت و طواف و سعى خود را انجام داد و قبل از آن كه طواف نساء را بهجا آورد، به مِنا بر گشت و با همسر، آميزش نمود و بعد، مسئله را از همراهان خود سؤال كرد. آنان گفتند: فلان شخص هم همين كار را انجام داده بود و از امام صادق (ع) حكم مسئله را پرسيد و حضرت به او امر كرد يك شتر نحر كند. سلمه مىگويد: خدمت امام صادق (ع) رفتم و مسئله را پرسيدم. حضرت فرمود: چيزى بر تو نيستو كفّاره ندارد-. سپس برگشتم و به رفقايم آنچه را امام صادق (ع) فرموده بود، گفتم. آنان گفتند: امام صادق (ع) تقيّه كرده است. من براى بار دوم، خدمت حضرت رسيدم و گفتم: رفقا مىگويند آقا از تو تقيّه كرده و به فلان شخص كه چنين كارى انجام داده بود، دستور داده يك شتر بكشد. حضرت فرمود: آنان راست گفتهاند. من از تو تقيّه نكردم؛ ليكن آن شخص اين كار را از روى علم و عمد انجام داده بود؛ ولى تو به مسئله جاهل بودى. آيا تو مسئله را مىدانستى؟ گفتم: به خدا نمىدانستم. سپس حضرت فرمود: چيزى بر تو نيست.[١]
و غيراينها از مواردى كه سبب اختلاف اخبار مىشود؛ ولى عمده اين اختلافات و تنافى اخبار روايى ما، از ناحيه كذّابان است، چنان كه امام صادق (ع) فرمود: مردم اشتياق دارند بر ما دروغ ببندند. گويا خداوند بر آنان واجب كرده و از آنان غيراز دروغ نخواسته است.[٢]
وقتى خواستند ابنابىالعوجاء[٣] را گردن بزنند، گفت: اگر مىخواهيد مرا بكشيد، [بكشيد؛ امّا بدانيد كه] من در دين و اخبار شما چهارهزار حديث، جعل كردم.[٤]
و اين ابنابىالعوجاء پسر همسر حمّادبن سلمةبن دينار بصرى بوده و در كتابهاى حماّد، دسيسهكارى كرده است،[٥] ياقيسبن ربيع، وقتى پير شده بود
[١]. الكافى، ج ٤، ص ٣٧٨، ح ١؛ تهذيب الأحكام، ج ٥، ص ٣٢٢، ح ١١٠٨؛ وسائل الشيعة، ج ٩، ص ٢٦٥( كفّارات الاستمتاع، باب ١٠)، ح ٢.
[٢]. اختيار معرفة الرجال، ص ١٣٥- ١٣٦، ش ٢١٦؛ بحارالأنوار، ج ٢، ص ٢٤٦، ح ٥٨.
[٣]. اين كه شهيد مطهّرى اين مطلب را در كتاب اسلام و مقتضيات زمان( ج ١، ص ١٤٥)، به ابوالخطّاب نسبت داده، ظاهراً سهو لسان است.
[٤]. الأمالى، سيّدمرتضى، ج ١، ص ٩٥؛ نهاية الدراية( شرح الوجيز شيخ بهايى)، ص ٣١٤.
[٥]. تهذيب التهذيب، ابنحجر، ج ٣، ص ١٥.