اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٥٠٥ - نگاه مجتهدان به علم درايه و رجال
نگاه مجتهدان به علم درايه و رجال
مشهور از مجتهدان مىگويند: ما قبول نداريم به صدور تمام روايات از معصوم (ع) قطع داريم تا فايده علم رجال و درايه، مخصوص به تعارض اخبار باشد.
فيضكاشانى كه خود از اخباريان است، به سخن محمّدامين استرآبادى- كه مىگويد: ما قطع و يقين داريم كه تمام اخبار كتابهاى الكافى، الفقيه، التهذيب و الاستبصار، از اهلبيت صادر شدهاند-، اشكال مىكند كه: «او در سخن خود، افراط و غلو كرده است».[١]
سيّدنعمة الله جزايرى مىگويد: در خود كتب اربعه، برخى رواياتى است كه هيچكس به آنها عمل نكرده است.[٢]
و به گفته كاشفالغطاء: ما قطع داريم اخبارى كه افاده تشبيه و تجسيم و نفى عصمت مىكنند، حتّى خود مؤلّفان به آنها عمل نكردهاند.[٣]
شيخطوسى در موارد متعدّدى در التهذيب[٤] و الاستبصار[٥] به رواياتى كه در الكافى و كتاب من لا يحضره الفقيه است، مناقشه كرده است. چنانچه روايات اصول معروفه كه كلينى از آنها اخذ كرده، صحيح و قطع به صدور آنها از معصوم بود، جايز نبوده كه شيخ در آنها مناقشه كند.[٦]
و يا شيخصدوق در مواردى[٧] روايت الكافى را رد مىكند. و يا خود، احاديثى را نقل مىكند كه نه به آنها فتوا داده و نه به صحّت آنها حكم كرده است.[٨] پس معلوم
[١]. الحقّ المبين، ص ١٢.
[٢]. منبع الحياة، ص ٧.
[٣]. الحقّ المبين فى تصويب المجتهدين و تخطئة الأخباريّين، ص ٣٦.
[٤]. تهذيب الأحكام، ج ٤، ص ١٦٩- ١٧٦ و ج ٩، ص ٤٠، ذيل ح ١٧٠.
[٥]. الاستبصار، ج ٢، ص ٧٦، ذيل ح ٢٣١ و ج ٣، ص ٢٦١، ذيل ح ٩٣٥.
[٦]. معجم رجال الحديث، خويى، ج ١، ص ٢٨- ٢٩.
[٧]. كتاب من لا يحضره الفقيه، ج ٤، ص ١٥١ و ١٦٥، ذيل ح ٥٢٤ و ٥٧٨.
[٨]. ر.: همان، ج ١، ص ١٦٢، ذيل ح ٧٦٣ و ٧٦٤، ج ٢، ص ٧٥ و ٢٤١، ذيل ح ٣٢٨ و ١١٥٤ و ج ٤، ص ٢٥ و ٢٢٣، ذيل ح ٥٨ و ٧١٠.