اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٥٠٤ - نگاه اخباريان و علم درايه و رجال
شيخيوسف بحرانى هم به مضمون كلام صاحب وسائل بيانى دارد: شكّى نيست اين اخبارى كه در اين اصول به وديعه گذاشته شده، بويژه در الكافى، الفقيه، التهذيب و الاستبصار، در تمام زمانها و شهرها مدار عمل قرار گرفته و اجازه در اين زمان براى تصحيح آنها مدخليتى نداشته و براى تنقيح آنها ثمرهاى ندارد؛ چراكه از جهت صحّت و اشتهار به مرتبهاى رسيدهاند كه قابل انكار نيستند و چون سيره سلف بر اين بوده كه سند را سلسلهوار و معنعن به اهلعصمت برسانند، ما هم بر منوال آنان مشى مىكنيم.[١]
اگر گفته شود: پس نبايد بحث از احوال رجال در كتب رجاليه هيچ فايدهاى داشته باشد؟ اخباريان جواب دادهاند: در ضمن اين كه براى تبرّك و تيمّن است، برخى از فوايد را نيز داراست:
١. در مقام تعارض اخبار، خود احوال رجال، از مرجّحات است، اگر مرجّحى قوىتر از آن نباشد.[٢]
علّامهمجلسى مىفرمايد: اين كه شيخطوسى در رجال، فلان راوى را توثيق و يا تضعيف مىكند، عمل به اين توثيق و تضعيف را در وقت تعارض بهكار مىبندد؛ زيرا عملكردن به قوىتر اولى است. لذا در احكام، به روايات علىبن حديد و امثال او عمل مىكند؛ ولى در وقت تعارض، احوال رجال رعايت مىشود و به آنها قدح وارد مىكند.[٣]
٢. ذكركردن سند، خودش راهى براى زيادشدن قرائنى است كه بر ثبوت حديث دلالت مىكند. مثلًا وقتى بفهميم راوى ثقه است، روشن مىشود مادام كه
روايت برايش روشن نباشد، روايت نمىكند، و وقتى روايت مىكند، راضى نمىشود افترا ببندد.[٤]
[١]. لؤلؤة البحرين، ص ٥.
[٢]. وسائل الشيعة، ج ٢٠، ص ١١٢( الفائدة العاشرة).
[٣]. ملاذ الأخيار، ج ١، ص ٢٧.
[٤]. وسائل الشيعة، ج ٢٠، ص ١١٢.