اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٨٧ - ٦ جمعبندى و ارزيابى ديدگاهها
از ديگر سو، هرچند نمىتوان انكار كرد كه تا سده پنجم، گرايش اصحاب حديث، غالب بوده است؛ ولى از تفاوت اخباريان كهن با اخباريان متأخّر نيز نبايد غافل بود. مهمترين وجه تفاوت آنها، مربوط به اقتضائات مراحل تكامل فقه است. اين كه فقهاى اماميه تا پايان غيبت صغرا، كمتر به سراغ روشهاى عقلى رفتهاند و به كاوشهاى اجتهادى پرداختهاند، از آن روست كه نيازى به اجتهاد نداشتهاند. آنان بهطور حضورى و يا با واسطه اصحاب، وظايف خود را از امامان مىپرسيدند و به آن عمل مىكردند. پس از آن نيز سالها طول كشيد تا نيازهاى جديد پديد آمد و سؤالاتى مطرح شد كه پاسخش در آثار منقول از ائمه، به تصريح نيامده بود.
به همين جهت، ناتوانى شيوه اصحاب حديث آشكار شد و نگاهها به شيوه اجتهاد و استفاده از عقل چرخيد. در چنين بستر مناسبى بود كه مفيد و شاگردانش توانستند مكتب حديثگرايان كهن را تقريباً از ميان ببرند؛ چنان كه تا نيمه دوم قرن ششم، جز اندكى از هواداران، كسى از اخباريان باقى نمانده بود.[١] پساين سخن شيخحرّ عاملى را نيز نمىتوان پذيرفت كه مىگويد: «شيعيان تا اواخر قرن هفتم به اخبار عمل مىكردند».[٢]
پس براى ردّ مبانى و رويكردهاى اخبارى، نمىتوان ارتباط آن را با مكتب اصحاب حديث در سدههاى نخست، انكار كرد؛ چراكه در مجموع، اين كه اخباريان شيوه خود را تداوم شيوه متقدّمان مىدانند، ادعاى درستى است. آنان همان شيوه كهن را بازخوانى كردند؛ ولى مگر هرآنچه كهن باشد، درست است؟ و اگر درست
باشد، از كجا معلوم مناسب هرزمانى است؟ آيا اخباريگرى افراطى، آزمودنِ آزمودهها نيست؟ با توجه به توضيحاتى كه در فرآيند پيدايش علم اصول و انزواى اصحاب حديث گذشت، مىتوان دريافت كه گرايش افراطى به حديث، از آن رو به كنج فراموشى خزيد كه در بوته نقدى به وسعت همه افكار عالمان امامى، ناتوانىاش به اثبات رسيد و معلوم شد كه براى درد امروز، درمانى ندارد. به گفته محدّث
[١]. نقض، ص ٥٦٨.
[٢]. الفوائد الطوسية، ص ٤٤٦.