اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٢١٢ - ٤ خدشه در شهادت مؤلفان كتب اربعه
الفقيه، نسبت به اسناد رواياتى كه از همان كتب معتمد نقل كرده است، خرده مىگيرد[١] و در بسيارى از موارد، احاديث اين اصول را تضعيف و طرح مىكند.[٢] اين گونه موارد، دلالت دارند بر اين كه اخبار اين اصول، در نزد اصحاب اماميه در سدههاى نخست، قطعى نبوده است.[٣]
٣. نقل از غير معصوم
مرحوم كلينى در الكافى، از باب استطراد، رواياتى را نقل كرده كه از آثار صحيح صادقين (عليهما السلام) نيستند.[٤] پس ديگر نمىتوان گفت كه همه اينها را از اصول معتبر گرفته است.[٥]
٤. خدشه در شهادت مؤلفان كتب اربعه
ديديم كه يكى از قرائن صحّت احاديث كتب اربعه، شهادت مؤلّفان اين كتب به صحّت احاديث آنهاست. اما بر اساس آنچه گذشت، اوّلًا: در باره كلينى، چنين شهادتى چندان روشن و صريح در صحّت نيست. درباره شيخ نيز آنچه به استناد عُدّةالاصول به وى نسبت داده شده، اين ادعاست: «اخبارى كه من به آنها عمل مىكنم، اخبار صحيح است».[٦] اين سخن او، اقتضاى اين را ندارد كه آنچه در تهذيب
[١]. الرسائل الاصولية، رساله الإجتهاد والأخبار، ص ١٥٨.
[٢]. براى نمونههاى ديگرى از تصريح صدوق بر بىاعتمادى به حديث يكى از صاحبان اصل، ر. ك: كتاب من لايحضره الفقيه، ج ١، ص ١٦٢ ذيل حديث ٧٦٣ و ٧٦٤ و ج ٢، ص ٢٤١- ٢٤٢ ذيل حديث ١١٥٤ و ص ٧٥ ذيل حديث ٣٢٨ و ج ٤، ص ٢٥ ذيل حديث ٥٨.
[٣]. الرسائل الاصولية، ص ١٤٢؛ الوافية فى اصول الفقه، ص ٢٧١.
[٤]. براى نمونههايى از نقل روايت از غير معصوم، ر. ك: الكافى، ج ١، ص ٩٩، ح ١٢ و ص ٤٥٤، ح ٤ و ص ٤٦٥، ح ٨ و ص ٣١٠، ح ١٣ و ١٤ و ج ٢، ص ١٠٣، ح ٥ و ص ١١١، ح ٢ و ج ٣، ص ٢٠٢، ح ٣ و ج ٥، ص ٥٧٠، ح ١ و ج ٦، ص ٣٧٩، ح ٥ و ج ٧، ص ٧٥، ٨٢- ٨٤ و ٨٨- ٩٠، ح ١ و ٢ و ص ٨٨، ح ١ و ص ٢٧٦ و ص ٤٣٢، ح ٢١.
[٥]. الرسائل الاصولية، رساله الإجتهاد والأخبار، ص ١٦٠.
[٦]. الفوائد المدنية، ص ٨٣ و ١٩٣.