اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٣٨٠ - تقليد از ديدگاه اخباريان
است: شنيدن شفاهى از آنان؛ رسيدن سخنان آنان به ما به صورت تواتر، يا از طريق افرادى كه ائمّه، تصريح بر صدق و وثاقت آنها كردهاند؛ علم پيدا كردن به فتواى آنان از راه اجماع.[١]
بههرحال، حلبيان، برخلاف اكثر اماميه- كه وجوب تفقّه را كفايى مىدانند-، وجوب تفقّه را واجب عينى مىدانند و استدلال را براى عوام واجب مىدانند.[٢] در حالى كه شخص عامى نمىتواند از روايت، بر حكمى استدلال كند؛ چون هيچيك از روايات را نمىشناسد و چهبسا حديث ارسال دارد، يا مقطوعه و يا مضرّه است و يا از باب تقيّه صادر شده است، و نمىتواند اعتقاد پيدا كند كه اين حديث، از معصوم صادر شده است. وقتى اعتقاد پيدا نكرد، چگونه مطمئن مىشود كه آن حكم، شرعى است، و معارض ندارد؟
امّا اخباريان هم عقيده دارند كه تقليدكردن از مجتهدان، جايز نيست، و بر مردم لازم است كه از ائمّه معصوم (عليهم السلام) پيروى كنند؛ يعنى در زمان غيبت، مردم بايد به محكمات كتاب و احاديث ائمّه معصوم (عليهم السلام) مراجعه كنند، و مردم عوامى كه خود نمىتوانند از آيات محكم و احاديث امامان معصوم (عليهم السلام) بر حكم شرعى استدلال كنند، بايد به عالم و فقيهى مراجعه كنند كه فقط به محكمات و احاديث ائمّه (عليهم السلام) تمسّك مىكند و با ادلّه عقليه و اجماع و رأى و نظر خود، حكمى را استنباط نمىكند. براى روشن شدن اين مطلب، قسمتى از عبارات اخباريان را ذكر مىكنيم:
محمّدامين استرآبادى (م ١٠٣٦ ق) مىگويد:
تقليدكردن از مجتهدان، حرام است، و اين، نظر علىبن ابراهيم قمى، شيخصدوق، پدرش علىبن الحسين و كلينى است، و واجب است كه به روايات معصومان (عليهم السلام) كه به امر آنان نوشته شده، تمسّك شود.[٣]
كلينى نيز در الكافى[٤] بابى دارد كه در آن، تقليد را ابطال كرده است. همچنين
[١]. الكافى فى الفقه، ص ٥٠٦، ٥٠٧ و ٥١١.
[٢]. ذكرى الشيعة، ج ١، ص ٤١.
[٣]. الفوائد المدنية، ص ٤٠.
[٤]. الكافى، ج ١، ص ٥٣( باب التقليد).