اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٣٨١ - تقليد از ديدگاه اخباريان
باب[١] ديگرى دارد كه ائمّه (عليهم السلام) دستور دادهاند كه در زمان غيبت، به احاديثى تمسّك كنيم كه از آنان به ما رسيده است؛ ولى علّامهحلّى و اشخاصى كه از او پيروى كردهاند، از احاديث اين باب و باب اجتهاد و تقليد الكافى، غفلت كردهاند.[٢]
شيخ عبدالله صالح سماهيجى (م ١١٣٢ ق) عقيده دارد كه تمام رعيّت، مقلّد معصوم هستند و اصلًا مجتهدى در كار نيست.[٣]
مردم عوام، چون خودشان نمىتوانند از محكمات كتاب و روايات معصومان (عليهم السلام) استفاده كنند، واجب است كه از فقيهى كه فقط از كتاب و سنّت استفاده مىكند، نه غيرآن، تقليد كنند؛ ولى مىگويند اين تقليد، از فقيه نيست، بلكه درواقع، تقليد از امام (عليهم السلام) است.
محمّدتقى مجلسى (م ١٠٧٠ ق) مىگويد:
عالمى كه شناخت به طريقه مرضيه اهلبيت داشته باشد و بتواند بين اخبار آنان را جمع كند، و عادل و تارك دنيا باشد، مىتوان به يافته و آنچه به دست آورده، عمل كرد؛ بلكه بر عامى، لازم است كه به آنچه به دست آورده، عمل كند. در اين صورت، عمل به قول او نكرده است؛ بلكه عمل به قول خداوند و پيامبر خدا و ائمّه اطهار كرده است.[٤]
فرزندش علّامهمجلسى مىگويد:
آن كسى كه از عالمى تقليد مىكند كه عادل و موثّق است و به محكمات قرآن و حديث فتوا مىدهد، درحقيقت، مقلّد اين عالم نيست؛ بلكه تقليد از كسى مىكند كه خداوند، طاعت او را فرض كرده و به حكم خداوند، حكم مىكند.[٥]
فيضكاشانى، عبارت روشنترى دارد:
تقليدكردن از مجتهدانى كه به آراى خود فتوا مىدهند، جايز نيست، مگر كسى كه به محكمات قرآن و حديث فتوا دهد كه در اين صورت، پيروىكردن از او، تقليد
[١]. همان، ج ١، ص ٢١٠( باب ان اهل الذكر الذين أمرالله الخلق بسؤالهم هم الائمة( عليهم السلام)).
[٢]. الفوائد المدنية، ص ١٢٧.
[٣]. منية الممارسين( ميراث اسلامى ايران، ج ٤)، ص ٣٨٦. نيز، ر. ك: فصل پنجم از بخش سوم.
[٤]. لوامع صاحبقرانى، ج ١، ص ٤٧- ٤٨.
[٥]. مرآة العقول، ج ١، ص ١٨٣.