اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٣٨٣ - تقليد از ديدگاه اخباريان
شيخيوسف بحرانى، با اين كه خود اخبارى است، اين حرف اخبارىها را كه «مردم، همه مقلّد معصوم هستند» رد كرده، مىگويد:
اين حرف، مورد اشكال است؛ زيرا در تعريف تقليد گفتهاند: قبولكردن قول ديگرى، بدون دليل است، در حالى كه اين معنا نسبت به عامى، بلكه نسبت به فقيه اخبارى- در مسائلى كه احتياج به استنباط و تأمّل در ادلّه دارد- صدق نمىكند. لذا اخباريان در مسائلى اختلاف كردهاند، چنانچه مجتهدان هم اختلاف كردهاند. اين فقيه اخبارى، از رواياتْ چيزى مىفهمد كه فقيه ديگر، چيزى غير از آن برداشت مىكند. در اين صورت، وقتى شخصى عامى به اين عالم اخبارى مراجعه كند، چگونه مىتوان گفت كه او مقلّد امام است؟ و يا خود آن فقيه اخبارى، مقلّد امام است؟![١]
پس، اين گفته شيخحسين كركى (م ١٠٧٦ ق) كه: «تقليد در نزد قدما، رجوع عامى است به قول معصوم در امور دينش، هر چند به واسطه افرادى كه اطمينان به نقلقول معصوم دارند»،[٢] مورد اشكال است.
بههرحال، اخباريان، با بيان ادلّهاى، بر عدم جواز تقليد از مجتهدان استدلال كردهاند كه بهطور اجمال، به آنها اشاره مىشود:
١. اخباريان عقيده دارند كه در احكام شرعيه، قطع و يقينْ معتبر است و ظن به تنهايى، كفايت نمىكند و يكى از مصاديق ظن را تقليد مىدانند (كه پيش از اين، سخن اخباريان و پاسخ مجتهدان به آنان، بيان شد).
٢. آيات شريف در نكوهش و منع از تقليد، صراحت دارند كه از تقليد در اصول و فروع دين، مطلقاً منع شده است، مانند اين آيه:
وَ إِذا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَيْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ؛[٣]
و چون به آنان گفته شود كه از آنچه خدا نازل كرده، پيروى كنيد، مىگويند: بلكه
[١]. الدرر النجفية، ج ٣، ص ٢٩٨.
[٢]. هداية الأبرار، ص ٣٠٠.
[٣]. سوره بقره، آيه ١٧٠.