اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٤٢٩ - نگاه اخباريان به استصحاب در احكام شرعيه
نيز بيان امير مؤمنان (ع) كه مىفرمايد:
لا ورع كالوقوف عند الشبهه.[١]
هيچ پرهيزكارى به حّد توقّف در شبهه نمىرسد.
روايت ديگرى كه از ايشان نقل شده و روايت نعمانبن بشير و ....[٢] خلاصه، پاسخ اين است كه امر به توقّف در اين روايات، «ارشادى» است و اگر انسان در شبهه توقّف نكند، ممكن است هلاك شود، مانند سفارشهاى پزشكان كه عمل به آنها از پيشرفت بيمارى جلوگيرى مىكند.
هرچند در دسته اوّل و دوم، ارشادى به وجوب توقّف است و اگر درواقع حرام باشد، مجازات به ارتكاب واقع است؛ وگرنه، امر به توقّف، مجازات ندارد. در قسم
سوم نيز امر به توقّف، ارشاد به استحباب است و هلاكت، از جهت مجازات اخروى نيست؛ بلكه از جهت مفسدهاى است كه ارتكاب شبهه دارد و به انسان جرئت مىدهد كه محرّمات را مرتكب شود. بحث ما- كه شبهات تحريميه است به قسم سوم مربوط مىشود و به اتّفاق اخباريان، هلاكتى كه آن جا مطرح شده، مجازات اخروى نيست؛ زيرا عقوبت بر حكم واقعى مجهول، قبيح است، هرچند آنها خيال كردهاند كه مجازات از ناحيه اخبار توقّف و احتياط است كه وظيفه ما را در شبهه، معلوم كردهاند؛[٣] ولى مجتهدان معتقدند كه توقّف، امرى ارشادى است و اين توقّف خيريت و رجحان دارد، و اين، اعم از رجحانى است كه مانع از نقيض است (دسته اوّل و دوم)، و مانع از نقيض نيست (دسته سوم) و ائمّه (عليهم السلام) در هر دو مقام، استعمال كردهاند.[٤]
نگاه اخباريان به استصحاب در احكام شرعيه
پيش از آن كه محل اختلاف و نزاع بين اخباريان و مجتهدان و ادلّه آنان در بحث استصحاب بيان شود، مناسب مىدانيم كه ابتدا استصحاب را تعريف كنيم.
[١]. همان، ص ١١٧( صفات القاضى، باب ١٢)، ح ٢٠.
[٢]. ر.: وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ١١٨، باب ١٢( صفات القاضى)، ح ٢٢، و ص ١٢٢، ح ٤٠ و ص ١٢٧، ح ٥٧.
[٣]. فوائد الاصول، ج ٢، ص ٦٧- ٧٠؛ فوائد الاصول، ميرزاى نائينى، ج ٣، ص ٣٧٣- ٣٧٥.
[٤]. فوائد الاصول، ج ٢، ص ٧٣.