اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ١٣٠ - شيخ عبدعلى حويزى(م قبل از ١٠٩٧ ق)
فرستاد و در آن نامه نوشته بود: «ما آن رساله را مطالعه كرده، چيز قابل ارزشى نبود؛ مگر اين كه ظرف آن براى تنباكو گذاشتن، بسيار خوب و شايسته بود. لذا آن را پُر از تنباكو كرده و به خدمت شما فرستادم تا پاداش زحماتى باشد كه در تنقيح اين مرام، متحمّل شدهايد».
ملا خليل تا آخر عمر و حتى هنگامى كه بينايى خود را از دست داده بود، مشغول درس و بحث و تأليف بود. از اين رو، شاگردان و آثار بسيارى را از خود به يادگار نهاد.[١] مشهورترين تأليفات وى، عبارتاند از:
١. الشافى فى شرح الكافى، شرحى عربى بر كافى كلينى كه به دليل اشتغال به شرح فارسى، آن را ناتمام گذاشت.
٢. صافى در شرح كافى، شرحى فارسى بر كافى كه آن را در قزوين به امر شاهعباس دوم شروع كرد و در مدّت بيست سال، به اتمام رساند.[٢]
٣. حاشيهاى ناتمام بر عُدّة الاصول شيخطوسى، كه به گفته خودش، آن را با هدف شناساندنِ كتابهاى اصول اصحاب، نوشت؛ زيرا مىديد كه مردم از آنها روى برگرداندهاند و پرداختن به اصول اهلسنّت را محكمتر مىپندارند.[٣] چنين تعابيرى، نشان مىدهد كه دست كم در برخى جهات، به اصول نيز توجه شايان داشته است.
شيخ عبدعلى حويزى (م قبل از ١٠٩٧ ق)
شيخ عبدعلىبن جمعه عروسى حويزى، در هويزه متولّد، و در شيراز ساكن شد. شيخحرّ عاملى هنگام نوشتن كتاب أمل الآمل به سال ١٠٩٧ ق، در شرححال او مىگويد: «كان عالماً فاضلًا فقيهاً ...».[٤] استفاده از فعل ماضى، گوياى آن است كه وى
[١]. روضات الجنات، ج ٣، ص ٢٧١- ٢٧٨، ش ٢٨٧؛ الفوائد الرضوية، ص ١٧٣؛ ريحانة الأدب، ج ٤، ص ٤٥١؛ رياض العلماء، ج ٢، ص ٢٦١؛ الذريعة، ج ١٣، ص ٦، ش ١٢؛
[٢]. تعليقة أمل الآمل، ميرزا عبدالله افندى اصفهانى، ص ١٤٦؛ طرائق الحقائق، ج ١، ص ١٧٨؛ رياض العلماء، ج ٢، ص ٢٦٥؛ أعيان الشيعة، ج ١٠، ص ١٥١؛ الذريعة، ج ١٥، ص ٤؛ روضات الجنات، ج ٣، ص ٢٧٠.
[٣]. أعيان الشيعة، ج ١٠، ص ٢٥١.
[٤]. أمل الآمل، ج ٢، ص ١٥٤.