اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ١٢٩ - ملا خليل قزوينى(١٠٠١ - ١٠٨٩ ق)
عللى عزل شد. آنگاه، پس از مدّتى اقامت در مكّه مكرّمه، به قزوين بازگشت و همانجا نيز درگذشت.[١]
ملّاخليل قزوينى، نمونهاى تمام عيار از اخباريان سرسخت و تندرو بود؛[٢] به شدّت منكر طريقه اجتهاد بود و عقيده داشت كه تمام اخبار اصول كافى، صحيحاند و عمل به آنها واجب است؛ زيرا در آن، هيچ روايت تقيهاى وجود ندارد و حضرت بقيةالله (ع) همه روايات اصول كافى را ديده و با تعبير «أنّه كافٍ لشيعتنا»، از آن تعريف فرموده است. شگفتتر اين كه معتقد بود هرروايتى كه در اصول كافى، مرسل و با «رُوِى» آمده، بدون واسطه، از خود صاحبالزمان (ع) روايت شده است.[٣]
يكى از داستانهاى جالب درباره ملاخليل قزوينى، اين است كه چون استعمال دخانيات را حرام مىشمارْد، رسالهاى در اينباره تأليف كرد و نسخهاى از آن را با جلدى ظريف و لطيف، در پارچهاى نفيس گذاشت و براى علامه مجلسى به اصفهان فرستاد تا شايد با مطالعه آن، از كشيدن قليان منصرف گردد؛ زيرا او زياد
قليان مىكشيد؛ حتى روى منبر و كرسىِ درس![٤] علامهمجلسى هم بعد از مطالعه كتاب، تنباكوى مرغوبى را در آن پارچه نفيس گذاشت و همراه با نامهاى براى وى
[١]. رياض العلماء، ج ٢، ص ٢٦١؛ روضات الجنات، ج ٣، ص ٢٦٩- ٢٧٠، ش ٢٨٧؛ أعيان الشيعة، ج ١٠، ص ١٤٩، ش ٦٢٤٧؛ ريحانة الأدب، ج ٤، ص ٤٥٠- ٤٥١؛ دايرة المعارف تشيّع، ج ٧، ص ٢٤٧؛ أمل الآمل، ج ٢، ص ١١٢، ش ٣١٤؛ جامع الرواة، ج ١، ص ٢٩٨- ٢٩٩؛ دايرة المعارف تشيّع، ج ٧، ص ٢٤٨.
[٢]. با اين حال، شگفت است كه آقابزرگ تهرانى، به استناد قول به حرمت نماز جمعه، در اخبارى بودن او ترديد مىكند( طبقات أعلام الشيعة، ج ٥، ص ٢٠٤). گويند ملا خليل قزوينى بعد از مناظرهاى با ملا محسن فيضكاشانى، به اشتباه خود پى مىبرد و از قزوين، با پاى پياده به كاشان مىرود و با خطاب« يا محسن! قد أتاك المسيئ»، از وى عذرخواهى مىكند و برمىگردد( روضات الجنات، ج ٣، ص ٢٧١؛ خاتمة مستدرك الوسائل، ج ٢، ص ١٩٨).
[٣]. روضات الجنات، ج ٣، ص ٢٧٠؛ رياض العلماء، ج ٢، ص ٢٦٢.
[٤]. شايان توجه است كه اين كار مجلسى( رحمه الله)، تلاشى اجتماعى براى جلوگيرى از تندروىهاى اخباريانِ افراطى بوده است؛ هرچند خود او نيز اخبارگرا بود و مرام فكرىاش فاصله دورى با اخباريگرى نداشت. در صفحات آينده، هنگام معرّفى ديدگاههاى علامه مجلسى، توضيح بيشترى در اين باره خواهيم داد.