اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٥٢٢ - اشكال اخباريان به علل تأسيس اصطلاح جديد
بعد علّامهمجلسى اضافه مىكند: به نظر من، تمام اخبارى كه در الكافى، الفقيه، التهذيب، الاستبصار و غيراينها از تأليفات شيخصدوق و برقى و صفّار و حميرى و شيخمفيد و اصول معتبرى كه در كتابهاى رجال ذكر شدهاند و من اخبار آنها را در بحار آوردهام، مورد عملاند و اينها قوىتر از اصول عقليه و استحسانات و قياساتى است كه بين متأخّران اصحاب متداول است؛ ليكن در وقتى كه مىخواهم بين اخبار جمع كنم و يا در وقت تعارض، احوال رجال را رعايت مىكنم.[١]
بههرحال، اخباريان مىگويند: منشأ اختلاف در روايات ما تقيّه از اهلخلاف است، نه دسيسه كذب در روايات معصومان (عليهم السلام)، و برفرض اين كه منشأ اختلاف، دسيسه باشد، ضرورتى ندارد كه به اين اصطلاح در حديث پناه ببريم؛ زيرا ائمّه (عليهم السلام) به ما امر كردهاند كه اگر در صحّت خبرى شك داشتيم، آن را بر كتاب و سنّت عرضه بداريم. هرخبرى كه موافق بود، اخذ كنيم و مخالف را طرح نماييم. پس واجب در جداكردن خبر صادق از كاذب، عرضه داشتن آن بر كتاب و سنّت است و ديگر احتياج به اصطلاح جديد در خبر نيست و پيروىكردن از ائمّه (عليهم السلام) سزاوارتر از پيروى كردن از غير آنان است.[٢]
[١]. ملاذ الأخيار، ج ١، ص ٢٦- ٢٧.
[٢] الحدائق الناضرة، ج ١، ص ١٥- ١٦؛ الدرر النجفية، ج ٢، ص ٣٢٤- ٣٢٥.