اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ١١١ - ديدگاه اصوليان
روايات سهو پيامبر خدا در نماز را نقل كرده است؛ ولى درباره رد يا پذيرش آنها، اظهار نظرى نكرده و عنوانى هم براى آن برنگزيده است. ولى طبق آنچه در اوايل كتاب گفته،[١] مىتوان كلينى را نيز قائل به «اسهاءالنّبى» شمرد؛ چنانچه مجلسى اوّل نيز اين نسبت را به وى داده است.[٢]
صدوق كوشيده است تا حكمت اين نوع سهو را نيز تبيين كند و فوائدش را برشمرَد.[٣] آنچه صدوق را همانند اخباريان متأخّر نشان مىدهد، اين است كه وى براى دفاع از عقيده خود، بر روايات پافشارى كرده، چنين استدلال مىكند:
اگر ردّ اين اخبار جايز باشد، بايد ردّ همه اخبار جايز باشد. و لازمه ردّ همه اخبار، ابطال دين و شريعت است.[٤]
ديدگاه اصوليان
شيخ مفيد در رساله عدم سهوالنّبىكه در ردّ نظريه شيخصدوق است-، اين حديث را نقد كرده و گفته است:
اين حديث كه ناصبىها و شيعيان مقلّد (ناآگاه و بىدقّت در دين) آن را نقل كردهاند، از اخبار آحادى است كه مفيد علم نيست؛ بلكه افاده ظنّ مىكند. و كسى كه به اين اخبار عمل كند، در عملش به ظنّ اعتماد كرده است؛ حالْ آن كه خداوند
[١]. همان، ج ١، ص ٨- ٣.
[٢]. روضة المتّقين فى شرح كتاب من لا يحضره الفقيه، ج ١، ص ٤٥١.
[٣]. به گمان صدوق، خداوند متعال اين اسهاء در نماز را براى نبى اكرم صلوات الله عليه قرار داد تا به سبب آن، دانسته شود كه او نيز بنده خدا است؛ مبادا او را معبود خود قرار دهند. نيز به همين جهت، خواب را براى او بدون قصد و اختيار قرار داد تا مردمان بدانند آن كه هرگز خوابش نبرَد، فقط خدا است. افزون بر اين، خداوند اين سهو و خواب را كه براى پيامبرش قرار داد، براى رحمت اين امّت بود تا مبادا شخصى كه براى نماز صبح، خواب مانده و يا در نماز، دچار سهو و نسيان شده، ديگران او را ملامت و سرزنش كنند؛ چراكه چنين چيزى، براى پيامبرش هم رخ داده است. و ديگر اين كه آنان را در عمل، با دستور سهو آشنا كند. اينها حكمتهايى است كه در برخى از روايات، بدانها تصريح شده است.( تهذيب الأحكام، ج ٢، ص ٣٤٥، ح ١٤٣٣؛ الكافى، ج ٣، ص ٣٥٦، ح ٣، و ص ٣٥٧، ح ٦).
[٤]. كتاب من لا يحضره الفقيه، ج ١، ص ٢٣٥- ٢٣٣، ذيل ح ١٠٣١.