اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٢٠٨ - دلايل اعتبار كتابهاى ديگر
اربعه يافتهايم؛ بخصوص الفقه الرضوى[١] كه مشتمل بر احكام بسيارى است كه در كتب اربعه و غيرآنها نيامده است.[٢]
به هر حال، در پىِ چنين تلاشها و تذكّراتى بود كه بسيارى از آثارِ فراموششده، ارزش واقعى خود را بازيافتند و احاديث مندرج در آنها نيز همانند كتابهاى نامور، به كار گرفته شد. نقش اخباريان در اين فرآيند، بيش از ديگران بود.
رويكردى شگفت
گفتيم كه متأخّران، غير از كتب اربعه و كتب مشهور، به اخبار ديگر آثار حديثى اعتماد نداشتند و آن كتابها را يكسره رها كرده بودند. گويا در واكنش به همين بىاعتنايى و تفريط بود كه برخى از اخباريان، پاى در مسير افراط نهادند و افزون بر شناساندن و احياى آن كتب مهجور، قائل به اعتبار مطلق همه احاديث كتب روايى شدند. شگفتْ اين كه برخى به معتبر شمردنِ همه اين كتب نيز بسنده نكردهاند و اقوالى را هم كه در كتب فقهى آمده و قائل آنها نامعلوم است، معتبر مىدانند. صاحب تفسير نورالثقلين مىگويد:
ممكن است آن قول، فرموده حضرت بقيةالله باشد و ايشان آن را در بين اقوال علما انداخته تا اجماع بر خطا نكنند.[٣]
دلايل اعتبار كتابهاى ديگر
صاحب حدائق براى معتبر بودن كتابهاى حديثى غيراز كتب اربعه، قرائن و شواهدى را ذكر كرده است[٤] كه خلاصه آنها چنين است:
كسى كه به مصنّفات پيشينيان نظرى بيندازد و از سيره و روش آنان اطلاع داشته باشد، اطمينان مىيابد كه تا صحّت حديثى مورد تأييدشان نبود، آن را نقل
[١]. مرحوم مجلسى نيز الفقه الرضوى را از كتب معتبر مىداند( بحارالأنوار، ج ١، ص ١١)؛ ولى در نزد شيخحرّ عاملى ثابت نشده كه اين كتاب از آثار معتمد باشد و لذا از آن نقل روايت نمىكند( هداية الامّة، ج ٨، ص ٥٥٠).
[٢]. الحدائق الناضرة، ج ١، ص ٢٥.
[٣]. منبع الحياة، ص ٢٥.
[٤]. الحدائق الناضرة، ج ١، ص ١٣- ٢٥.