اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ١١٣ - ديدگاه اخباريان
١. كسانى مانند سيّد نعمة الله جزايرى، معتقدند كه سهونبى (ص) اگر از طرف خداوند رحمان باشد- يعنى اسها باشد-، مانعى ندارد. او مىگويد:
اخبار اين باب بر اساس آنچه صدوق اختيار كرده، به حدّ استفاضه مىرسد[١] و حدود بيست روايت[٢] در سهو نبى به طريقهاى صحيح، حسن، موثّق، ضعيف و مجاهيل، وارد شده است كه انكار آنها مشكل است.[٣] ادلّه عقليه فىنفسه تمام نيست؛ چه رسد به اين كه بخواهيم با آنها حكم شرعى را اثبات كنيم.[٤] لذا اگر سهو پيامبر، رحمت بر امّت باشد، ما آن را بر او تجويز مىكنيم؛ وليكن اين، جايزى است كه به مرحله وقوع نرسيده است. و هرگاه رحمت بر امّت نباشد و مشتمل بر نوعى نقص بر او باشد، آن را تجويز نمىكنيم. بهويژه در تبليغ احكام دين كه سهو در آن، نوعى نقص محسوب مىشود و موجب از بين رفتن وثوق و اعتماد به وعدهها و تهديدهاى حضرت مىشود. بنابراين، آنچه در نصّ صحيح داريم كه «اسها» بر پيامبر- صلواتالله عليه و آله- واقع شده، آن را مىپذيريم.[٥]
به گمان او، روايت زراره[٦] نيز توان برابرى با احاديث سهو نبى را ندارد؛ چراكه هم ضعيف است[٧] و هم قابل تأويل. وى در خاتمه، ادّعا مىكند كه بسيارى از محدّثان، همرأى اويند؛ چراكه:
اخبار سهو نبى را نقل كردهاند، كه در نقل آنها سكوت كردهاند و آنها را ردّ
نكردهاند؛ پس «موافقت سكوتيه» با اين اخبار دارند.[٨]
شيخيوسف بحرانى در اين بحث، بزنگاه مطلب را به صراحت معرّفى كرده و دقيقاً بر محلّ اختلاف ميان اصوليان و اخباريان انگشت نهاده است. وى با لحنى گلايهآميز مىگويد:
[١]. الأنوار النعمانية، ج ٤، ص ٣٥.
[٢]. همان، ص ٣٦.
[٣]. همان، ص ٣٨.
[٤]. همان، ص ٤٠.
[٥]. همان، ص ٣٩.
[٦]. تهذيب الأحكام، ج ٢، ص ٣٥٠، ح ١٤٥٤.
[٧]. رجاليان شيعه، زراره را فطحى مذهب دانستهاند.
[٨]. الأنوار النعمانية، ج ٤، ص ٤٠.