اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٢١٤ - ٥ اقتضاى فرآيند استنباط
ادّعايى ديگر شهادت حسّى نيست تا حجّيت داشته باشد؛ بلكه اجتهاد اوست كه براى ديگران حجّت نيست و چه بسا اگر آن قرائن به ما برسد، ظن به صحّت خبر هم پيدا نمىكنيم؛ چه رسد به اين كه يقين پيدا كنيم.[١] حتى در عبارت او اشارهاى است به اين كه علم ندارد.[٢]
٥. اقتضاى فرآيند استنباط
نكته بسيار مهمّى كه براى خدشه در استدلال اخباريان كافى به نظر مىرسد، اين است كه شيخ صدوق و شيخ طوسى بسيارى از احاديث فقهى را در واقع نه به قصد نقل حديث، كه براى تكميل فرآيند استنباط نقل كردهاند. گريزناپذير است كه فقيه، نخست به بررسى ادله موجود بپردازد و سپس فتوا دهد. حال اگر چند حديث متعارض درباره موضوعى نقل شده باشد كه فقيه برخى از آنها را معتبر نشمارد يا نتواند بين آنها جمع كند، كاملًا طبيعى است كه نخست همه آن احاديث را نقل كند و براى استنباط حكم از دليل معتبر، نظر خود را درباره احاديث ديگر نيز بيان كند. از اينروست كه در كتب اربعه، احاديثى هست كه حتى نويسنده كتاب نيز به صراحت، آنها را نامعتبر مىداند.
براى نمونه، شيخ طوسى خود، در بسيارى از موارد، به احاديثى كه خودش در تهذيب[٣] و استبصار[٤] نقل كرده، طعن مىزند و آنها را صحيح نمىداند.[٥] و در موردى
[١]. معجم رجال الحديث، ج ١، ص ٩١- ٩٢.
[٢]. الرسائل الاصولية، ص ١٤٧.
[٣]. ر. ك: تهذيب الأحكام، ج ١، ص ١٩٦ ذيل حديث ٥٦٨ و ص ٢٠١ ذيل حديث ٥٨٤ و ج ٤، ص ١٥، ذيل حديث ٣٨ و ص ٤٢، ذيل حديث ١٠٧ و ص ١٦٨- ١٦٩، ذيل حديث ٤٨١- ٤٨٢ و ص ١٧٢- ١٧٦ ذيل حديث ٤٨٥ و ٤٨٧ و ص ٢٢٩، ذيل حديث ٦٧٤ و ج ٧، ص ١٠١، ذيل حديث ٤٣٥ و ص ٢٧٨، ذيل حديث ١١٨٢ و ج ٩، ص ٣٤٥، ذيل حديث ١٢٣٨ و ١٢٣٩.
[٤]. ر. ك: الإستبصار، ج ١، ص ١٦٤، ذيل حديث ٥٦٩ و ج ٢، ص ٣٦، ذيل حديث ١١٠ و ص ٦٦، ذيل حديث ٢١٥ و ص ٣٥٠، ذيل حديث ١٠٩١ و ج ٣، ص ٩٥، ذيل حديث ٣٢٥ و ص ١٦١، ذيل حديث ٥٨٥ و ص ٢٠٢، ذيل حديث ٧٣٠ و ص ٢٢٠، ذيل حديث ٧٩٧ و ص ٢٢٤، ذيل حديث ٨١٠ و ص ٣٥١، ذيل حديث ١٢٥٣.
[٥]. الرسائل الاصولية، ص ١٤٨- ١٥٦.