اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٣١٤ - وجه تسميه علم كلام
٣. امام باقر (ع) به ابوعبيده حذّاء مىگويد:
اى زياد! از خصومات و مناظرات كلامى پرهيز كن؛ زيرا آنها سبب شكّ و ترديد مىشوند، عمل را فاسد مىكنند و صاحبش را به هلاكت مىرسانند و گاه كلامى مىگويى كه بخشيده نمىشود، و در گذشته، قومى بودند كه علومى را كه به آنان امر شده بود، ترك كردند و سراغ علومى رفتند كه از آنان ساقط شده بود، تا اين كه گفتگوى آنان به ذات حق تعالى و صفات رسيد و در درك آن، سرگردان شدند.[١]
در روايت ديگرى هم امام باقر (ع)، ابوعبيده را از علم كلام، نهى مىكند.[٢]
سليمانبن خالد مىگويد: امام صادق (ع) مىفرمايد:
انَّ الله عزّوجلّ يقول:
وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى،[٣]
فاذا انتهى الكلام الىالله فامسكوا.[٤]
خداوند عزوجل مىفرمايد: همانا امر به پروردگار تو منتهى مىشود. پس هرگاه گفتار شما به خداوند رسيد، خوددارى كنيد!
شيخصدوق در پايان كتاب التوحيد، ٣٥ روايت را در بابى به نام «باب النهى عن الكلام و الجدال و المراء فىالله عزّوجلّ» آورده كه ما را از كلام درباره خداوند و صفات او نهى مىكند.[٥] كلينى نيز در الكافى، ده روايت را در بابى به نام «باب النهى عن الكلام فى الكيفية» گنجانيده است. لذا ما به اين روايت سليمانبن خالد- كه هم شيخصدوق و هم كلينى در نهى از كلام در ذات و صفات الهى نقل كردهاند-، بسنده مىكنيم.
٥. زمانى كه مؤمن طاق، با شخصى مناظره كرد و آن طرف را محكوم نمود، امام صادق (ع) به او فرمود:
[١]. الكافى، ج ١، ص ٩٢، ح ٤؛ التوحيد، ص ٤٥٦، ح ١١؛ إثبات الهداة، ج ١، ص ١٢٤، ح ٦؛ مرآة العقول، ج ١، ص ٣٢٣.
[٢]. بحارالأنوار، ج ٢، ص ١٣٧.
[٣]. سوره نجم، آيه ٤٢.
[٤]. الكافى، ج ١، ص ٩٢، ح ٢؛ التوحيد، ص ٤٥٦، ح ٩؛ اثبات الهدى، ج ١، ص ١٢٣، ح ٤.
[٥]. التوحيد، ص ٤٥٤.