اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ١٢٥ - محمد تقى مجلسى(١٠٠٣ - ١٠٧٠ ق)
معصومين (عليهم السلام) شد و مذمّت آراء و مقاييس را مطالعه نمود و طريقه اصحاب حضرات ائمّه معصومين را دانست. فوايد مدينه را نوشت، به اين بلاد فرستاد. اكثر اهلنجف و عتبات عاليات، طريقه او را مستحسن دانستند و رجوع به اخبار نمودند، و الحقّ، اكثر آنچه مولانا محمّدامين گفته است، حق است.
سپس ميانهروىِ خود را «وسطى ما بين افراط و تفريط» معرّفى مىكند و در توضيحى اجمالى، تقليد را مىپذيرد؛ با اين شرط كه آن عالم، بر اثر «كثرت مزاولت و اشتغال به اخبار، عارف به طريقه اهلبيت (عليهم السلام) شده باشد و بتواند جمع بين اخبار ايشان نمايد، [و نيز] عادل بلكه تارك دنيا باشد»؛ ولى عمل به قول و نظر او، در حقيقت، «عمل به قولالله و قول الرسول و قول ائمّه معصومين (عليهم السلام)» است.[١]
در ميان شاگردان مرحوم محمّد تقى مجلسى، نام بزرگانى چون فرزندش علامه محمّد باقر مجلسى، آقاجمال خوانسارى، آقاحسين خوانسارى، محمّد صادق كرباسى، سيد عبدالحسين خاتونآبادى و سيدنعمة الله جزايرى، به چشم مىخورد.[٢]
مجلسى اوّل، داراى آثار قلمى متعدّدى است كه مهمترينشان عبارتاند از:
١. روضة المتقين: شرحى عربى بر كتاب من لا يحضره الفقيه شيخصدوق، و از برترين شروح آن است كه اكنون اين كتاب در چهارده مجلّد به چاپ رسيده است.[٣]
٢. لوامع قدسيه يا لوامع صاحبقرانى: شرح فارسى كتاب من لا يحضره الفقيه كه آن را به توصيه شاهعباس دوم صفوى نوشت و چون شاهعباس ملقّب به «صاحبقران» بود، آن را لوامع صاحبقرانى ناميد.[٤]
٣. حديقة المتقين: رسالهاى فارسى، كه جهت استفاده مقلّدان خود نوشته است.[٥]
[١]. لوامع صاحبقرانى، ج ١، ص ٤٧- ٤٨. اين كتاب، شرحى فارسى بر كتاب من لا يحضره الفقيه صدوق است.
[٢]. خاتمة مستدرك الوسائل، ج ٢، ص ١٧٣؛ أعيان الشيعة، ج ١٣، ص ٤٥٠، ش ٩٣١٥؛ ريحانة الأدب، ج ٥، ص ١٩٨؛ الذريعة، ج ١، ص ١٦٢، ش ١٦٣؛ زندگىنامه علامه مجلسى، ج ٢، ص ٣٧١- ٣٧٥.
[٣]. الذريعة، ج ١١، ص ٣٠٢، ش ١٨٠٣؛ روضة المتّقين، ج ١٤، ص ٥٠٥؛ بحارالأنوار، ج ١٠٢، ص ١١٣.
[٤]. الذريعة، ج ١٨، ص ٣٦٨- ٣٦٩، ش ٤٩٧ و ٥٠٠؛ طبقات أعلام الشيعة، ج ٥، ص ١٠١.
[٥]. مرآت الأحوال جهاننما، به كوشش مؤسّسه مجدّد وحيد بهبهانى، ج ١، ص ٦١؛ الذريعة، ج ٦، ص ٣٨٩، ش ٢٤٢٤.