اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ١٢٤ - محمد تقى مجلسى(١٠٠٣ - ١٠٧٠ ق)
ملاعبدالله شوشترى (م ١٠٢١ ق) و شيخبهايى (م ١٠٣٠ ق) آغاز كرد و سپس به نجف اشرف رفت تا اين كه از محدّثان و عالمان بزرگ عصر خود گشت. او به تهذيب نفس و رياضت اشتغال داشت و گفته شده كه چهل بار پياده به خانه خدا مشرّف شد.[١] برخى از رياضتهاى او، زمينهساز اتهام تصوّف شد؛[٢] ولى به گواهى آثارش و شهادت ديگر معاصرانش، صوفى نبود؛ بلكه به گفته فرزندش علامه مجلسى، خود را به صوفيان نزديك كرده بود تا بتواند با جذب آنان، عقايد نادرستشان را بزدايد.
مجلسى اوّل، از نخستين كسانى است كه به اخباريگرى گرايش يافتند و در ترويج حديث، كوشيدند. وى را بايد از پيروان ميانهرو و متعادل مكتب اخبارى شمرد كه گفته شده نظريات محمّدامين استرآبادى را صريحاً تأييد كرده است و با اين حال، در بعضى از آنها اشكال مىكند. براى نمونه، او بر خلاف محمّدامين استرآبادى، «خبر واحد صحيح بدون قرينه» را حجّت مىداند، مگر آن كه مخالف
ظاهر قرآن و يا سنّت متواتر باشد. وى در شرح فارسى خويش بر من لايحضر صدوق، پس از اشاره به علل پيدايش اخباريگرى، به ستايش حركت استرآبادى پرداخته است:
و ديگر از امورى كه ذكر آن لايق نيست، [اين است كه] اختلافات در ميان شيعه به هم رسيد و هريك به موجب يافت خود از قرآن و حديث، عمل مىنمودند و مقلّدان، متابعت ايشان مىكردند. تا آن كه سى سال- تقريباً- قبل از اين، فاضل متبحّر مولانا محمّدامين استرآبادى (رحمه الله) مشغول مقابله و مطالعه اخبار ائمّه
[١]. درباره او، ر. ك: بحارالأنوار، ج ٢، ص ١٠٦- ١١٠؛ و ج ١٠٢، ص ١١٠؛ جامع الرواة، ج ٢، ص ٨٢، وقائع السنين والأعوام، ص ٤٩٧، رجال اصفهان، ج ١، ص ١٠١؛ مرآت الأحوال جهاننما، ج ١، ص ٥٩؛ الفيض القدسى، ص ٢٠٦ و ٢٢٠- ٢٢١؛ رساله الإعتقادات، ص ٤٠؛ أعيان الشيعة، ج ١٣، ص ٤٥٠، ش ٩٣١٥؛ دائرة المعارف الإسلامية الشيعية، ج ٢، ص ٢٢٥؛ دايرة المعارف بزرگ اسلامى، ج ٧، ص ١٦١؛ لوامع صاحبقرانى، ج ١، ص ٤٧- ٤٨؛ ريحانة الأدب، ج ٥، ص ١٩٨؛ روضة المتّقين، ج ١، ص ٢٠- ٢٢؛ طبقات أعلام الشيعة، ج ٥، ص ١٠١.
[٢]. بحارالأنوار، ج ١٠٢، ص ١١٠. ميرمحمّد لوحى مشهور به مطهّر، معاصر مجلسى بوده و در كتاب اربعين، او را متهم به تصوّف كرده است.