اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٣٦٩ - دليل سوم
فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ.[١]
چرا از هر گروهى از آنان، جمعى كوچ نمىكنند تا در دين تفقّه كنند و مردم خود را- چون بازگشتند- بيمدهند؟ كه آنها حذر كنند.
ملاحظه مىكنيد كه آيه شريف، هدف از تفقّه را انذار قرار داده، و وقتى فقيهى با فتوايش مردم را از كيفر الهى ترسانيده، بايد تحذّر كرد و اين وجوب تحذّر، مستلزم حجّيت فتواى فقيه است.[٢] توضيح بيشتر، در بحث تقليد آمده است.
دليل دوم
سيره عقلائيه است و در بين عقلا، جاهل به عالم مراجعه مىكند، و مقتضى اين سيره، حجّيت قول مجتهد است.[٣] براى توضيح بيشتر، به بحث تقليد مراجعه شود.
دليل سوم
دليل بعدى، روايات است كه مىتوان آنها را به چند دسته تقسيم كرد:
دسته اوّل، رواياتى هستند كه بر تفريع فروع بر اصول و قواعد، دلالت دارند كه اين روايات صحيحه هستند و ابنادريس، آنها را در آخر السرائر نقل مىكند. هشامبن سالم، از امام صادق (ع) نقل مىكند كه ايشان مىفرمايد:
انما علينا ان نلقى اليكم الاصول و عليكم ان تفرعوا.[٤]
همانا ما اصول و قواعد كلى را بيان مىكنيم و شما فروعات را بر آن قواعد، تطبيق كنيد.
در روايت ديگرى، احمدبن محمّدبن ابونصر، از امام رضا (ع) نقل مىكند كه امام (ع) مىفرمايد:
[١]. سوره توبه، آيه ١٢٢.
[٢]. الفوائد الحائرية، ص ١٣٢؛ التنقيح فى شرح العروة الوثقى، ج ١، ص ٦٤- ٦٥ و ٦٩؛ مهذب الأحكام، ج ١، ص ٢٠.
[٣]. الحقّ المبين فى تصويب المجتهدين و تخطئة الأخباريّين، ص ٦٢ و ١٠٣؛ التنقيح فى شرح العروة الوثقى، ج ١، ص ١٩.
[٤]. السرائر، ج ٣، ص ٥٧٥؛ وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٤١( صفات القاضى، باب ٦)، ح ٥١.