اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٣٠٤ - فصل دوم نگاه اخباريان به تحريف قرآن
اصوليان محقّقى، مانند: ملّا محمّدمهدى نراقى و فرزندش ملّااحمد[١] و حتّى آخوند خراسانى[٢] نيز اگر نگوييم قائل، متمايل به تنقيص بودهاند. پس نمىتوان ديدگاه افراد را در اينباره، مبتنى بر گرايش اخبارى يا اصولى آنان دانست. از اينرو، پرداختن به اين بحث، بهره چندانى در شناخت اخباريگرى ندارد. با اين حال، شايد علّت اين كه غالباً اين ديدگاه را به اخباريان نسبت دادهاند، اين دو نكته باشد:
١. نمىتوان انكار كرد كه در ميان كسانى كه تنقيص را پذيرفتهاند، اكثريت با اخبارگرايان است، اعم از اصحاب حديث در سدههاى نخست و اخباريان متأخّر. به علاوه، بسيارى از اخباريان متأخّر نيز تحريف تنقيصى را پذيرفتهاند. در ميان اهل سنّت نيز همين نسبت در ميان گروههايى چون اصحاب حديث و حشويه، وجود دارد.
٢. تنها دليلى كه براى اثبات تنقيص قرآن بدان استدلال شده، روايات است. برخى، اين روايات را مستفيض[٣] و برخى ديگر به حدّ تواتر مىدانند.[٤] بعضى، شمار اين اخبار را ٢٥٠ حديث[٥] و عدّهاى، دوهزار حديث دانستهاند؛[٦] گرچه به گفته
آيةالله خويى (رحمه الله)، مفاد روايات تحريف، يكسان نيست. وى اين روايات را به
[١]. مناهج الأحكام و الاصول، ص ١٥٥- ١٥٦.
[٢]. كفاية الاصول، ج ٣، ص ٢١٤. عبارت وى چنين است:« ودعوى العلم الإجمالى بوقوع التحريف فيه بنحوٍ إمّا بإسقاط أو تصحيف، وإن كانت غير بعيدةٍ- كما يشهد به بعض الأخبار و يساعده الإعتبارإلا أنه لايمنع عن حجّية ظواهره».
[٣]. شيخمفيد در: أوائل المقالات( سلسلة مؤلَّفات الشيخ المفيد، ج ٤)، ص ٨٠.
[٤]. از جمله: محمّدتقى مجلسى، سيّدنعمةالله جزايرى و ابوالحسن شريف فتونى( روضة المتّقين، ج ١٠، ص ١٩- ٢٠؛ منبع الحياة، ص ٦٦؛ الأنوار النعمانية، ج ٢، ص ٣٥٧؛ مرآة الأنوار، ص ٣٦ و ٥٠).
[٥]. الذريعة، ج ١٨، ص ٢٧، ش ٥١٢( به نقل از محمّدبن سليمانبن زوير سليمانى، از شاگردان شريف فتونى).
[٦]. آراء حول القرآن، ص ٦٧؛ الميزان، ج ١٢، ص ١٠٩.