اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٣٠٣ - فصل دوم نگاه اخباريان به تحريف قرآن
رضىالدين حسينى،[١] محمّدبن سليمانبن زوير سليمانى،[٢] شيخيوسف بحرانى (م ١١٨٦ ق)،[٣] ميرزاحسين نورى (م ١٣٢٠ ق).[٤]
برخى ديگر از اخباريان، مانند فيضكاشانى (م ١٠٩١ ق)، در بعضى از آثار خود، قائل به تحريف شدهاند و در برخى ديگر، عدم تحريف.[٥] البته در اينگونه موارد، اين احتمال كه مراد، دو نوع تحريف باشد، وجود دارد و اظهار نظر دقيق، منوط به واكاوى ريزبينانه در عبارات هر يك از آنان است. مرحوم علّامه سيّد مرتضى عسكرى در كتاب ارزشمند القرآن الكريم و روايات المدرستين، فهرستى از روايات باب تحريف و نام تكتك راويان ياد شده در اسناد آنها را آورده و همچنين همه كسانى را كه در طىّ سدههاى مختلف تاريخ اسلام، قائل به تحريف بودهاند، برشمرده است. بر اساس تحقيقات وى، قول تحريف، در هر دو گروه شيعه و اهل سنّت، وجود داشته است. وى ريشه اين قول را خلط ميان دو مفهوم وحى مىداند: يكى «وحى قرآنى» به معناى الفاظى كه به نام قرآن بر پيامبر خدا (ص) نازل مىشده است، و ديگرى «وحى بيانى» به معناى آنچه پيامبر خدا در توضيح و تبيين قرآن بر زبان مىرانده و آن هم نوع ديگرى از وحى شمرده مىشده است.
به هرحال، از مباحث گذشته، روشن شد كه پذيرفتن تنقيص در قرآن، منحصر در اخباريان و اهل حديث نيست و مخالفان آن نيز اعم از اخبارى و اصولىاند.[٦]
[١]. وى در اثر تفسيرىاش نور الأنوار و مصباح الأسرار، قائل به تنقيص قرآن شده است( الذريعة، ج ٢٤، ص ٣٦١- ٣٦٢، ش ١٩٥١).
[٢]. او نيز كتابى به نام كشف الحجاب و النقاب فى وجه تحريف القرآن نوشته است( همان، ج ١٨، ص ٢٧، ش ٥١٢).
[٣]. الدرر النجفية، ج ٤، ص ٦٦.
[٤]. كتاب او با نام الفصل الخطاب فى تحريف الكتاب، بسيار معروف است( همان، ج ١٦، ص ٢٣١، ش ٩١٢).
[٥]. از جمله: تفسير الصافى، ج ١، ص ٣٥؛ علم اليقين فى اصول الدين، ج ١، ص ٤٨٥ و ٥٦٢- ٥٦٧.
[٦]. حتّى ظاهر برخى از عبارات متكلّم بزرگ شيخمفيد، چنان است كه گويى اگر قائل به تحريف تنقيصى نباشد، دستكم، مايل بدان بوده است( ر. ك: أوائل المقالات چاپ شده در سلسلة مؤلَّفات الشيخ المفيد، ج ٤، ص ٨٠). او در اين كتاب، روايات دال بر تنقيص را مستفيض دانسته است. با اين حال، در تصحيح الإعتقادات، كه شيخ صدوق، قائلان به نقص را« دروغگو» مىخواند، شيخ مفيد، هيچ نقدى بر سخن او ننوشته است و اين نشان مىدهد كه دست كم در اين هنگام، رأى او عدم تحريف بوده است. اين در حالى است كه محدّث بزرگ شيخ صدوق، به شدّت، مخالف چنين تحريفى بوده است( تصحيح الإعتقاد، چاپشده در سلسلة مؤلَّفات الشيخ المفيد، ج ٥، ص ٨٤).