صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٢٦ - پيشتازى آذربايجان، در نهضتها
بوده است براى مخالفت با اشرار. و براى پيشبرد اهداف اسلام. آن وقت يك دستهاى، خوب، اشرار هم، در هر طايفهاى چند نفر از اشرار هم هست، لكن از اطراف جمع مىشوند و اعلام مىكنند كه ما هم ملحق شديم. آن وقت گروه فرقان [١] مثلًا، يك گروهى كه تروريست هستند و مثل آقاى «مطهرى» را مىكشند و اعلام مىكنند. آقاى «قاضى» را مىكشند و آن «چريكهاى خلق» كمونيست، وقتى بنا شد كه يك همچو جمعيتى باشند كه رفقاشان اينها باشند، آنهايى كه متصل به آنها مىشود اينها باشند، يعنى اينهايى كه اسلام به خودش راه نمىدهد. اسلام راه نداده به خودش، جمهورى اسلام به اينها راه نداده، اينها آمدند در قبال جمهورى اسلام. يك جمعيتى كه محل نماز جمعه را آتش مىزنند. و يك وقت مخالفت يك دسته با دسته ديگر است، از آثار هر كارى معلوم است كه چكارهاند اينها. آن كه محل خطبه امام جمعه را، محل عبادت مسلمين را آتش مىزند، نمازگزارها را حمله مىكند و زخمى مىكند و چه مىكند، خوب، اينها معلوم است كه وضع روحيشان چيست. كارهاى آدم انعكاس روحش است، از كار آدم معلوم مىشود كه روح آدم چه است، از اين طور كارها، اين طور شرارت كه به عبادتگاه خدا حمله بكنند، آتش بزنند محلى را كه نماز خدا در آنجا انجام مىگيرد. حمله كنند به عبادتگاه مردم. به جايى كه مردم نماز مىخواهند بخوانند. خوب، از اينها معلوم مىشود كه اينها سنخ روحشان چه است و عقايدشان چه است. بايد آذربايجان خودش را از اين لكهاى كه مىخواهند به او بچسبانند مبرا كند. تبرئه كند خودش را از اين مردمى كه با اين اسمها؛ اسمهايى كه اصلًا مربوط به انسانيت و اسلام نيست. دارند يك همچو كارى مىكنند كه خلق آذربايجان را آلوده كنند. اين يك مسئله مهمى است براى آذربايجان.
آذربايجانى كه در طول تاريخ مخالفت كرده است با اينها. زمان سابق كه ايران را گرفته بودند و پيشهور آن بساط را درست كرد، آذربايجان نجات داد ايران را. يك جمعيتى كه هميشه خدمتگزار به اسلام بودهاند، حالا براى خاطر اينكه يك دستهاى با هواهاى
[١] گروهك تروريستى فرقان كه چند تن از شخصيتهاى مذهبى- سياسى كشور از جمله شهيد مطهرى، شهيد مفتح، شهيد قرنى، شهيد قاضى طباطبايى و مهدى عراقى و پسرش احسان را به شهادت رساند.