صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٩٩ - مصاحبه با خبرنگاران خارجى (وضع اقليتها در ايران- صدور انقلاب)
اشخاص منصف، يك دادگاه بين المللى اينجا ما درست مىكنيم اگر بتوانيم- اگر گوش به حرفمان ندادند، خوب چه بكنيم- و محاكمه مىكنيم اينها را. و اين متوقف به اين نيست كه شاه را محاكمه كنيم. اين حرفش هم اين تكهاش درست نيست كه «اگر من را محاكمه كنند»، نه، دو تا مجرم هستيد كه يكيتان از ديگرى مجرمتر. يعنى آنى كه امر به تو كرده و الزام كرده تو را به اين كار، او پيش ما مجرمتر است. تو آلت فعل بودى. آنها فعل را به توسط تو، كارها را به توسط تو انجام دادند و ما آن مجرم بالاتر را عبارت از رؤساى جمهور مىدانيم و آنها را بايد محاكمه كنيم. اگر مىتوانستيم، مىرفتيم همهشان را مىآورديم اينجا و مىنشانديم و محاكمهشان مىكرديم. محاكمه عدالت. و اگر واقعاً اينها وجدان دارند، همان طورى كه قصه را براى شما نقل كردم كه يك قاضى كه از طرف خود حضرت امير تعيين شده بود، حضرت امير را احضار مىكند و آن هم مىرود، براى اينكه عدل است مىخواهند بروند، خلاف دين نمىخواهند كارى بكنند. اگر اينها وجدانشان بيدار باشد و منقلب نشده باشند از آن وجدان انسانى به يك وجدان ديگرى، ما اگر احضارشان كنيم كه ما مىخواهيم به طور عادلانه با شما رفتار كنيم. مىگوييد كه از خودمان هم باشد، از خودتان هم باشد. بياييد اينجا ما محاكمه كنيم ما البته شاه را بايد اينجا محاكمه كنيم لكن مىخواهيد هم آنجا ما بفرستيم شما را محاكمه كنند. اگر وجدانشان بيدار باشد قبول مىكنند. لكن ما همچو اميدى نداريم. اما اين را ما مىتوانيم كه در اينجا غياباً آنها را محاكمه كنيم. و اين موقوف به اين هم نيست كه شاه را محاكمه كنيم. شاه بايد اينجا بيايد محاكمه بشود. براى اينكه جرمهاى او اينجا موجود است. و ما آن جرمهاى موجود اينجا را نمىتوانيم نقلش بدهيم به آنجا. جرمهاى آنها هم همين طور است كه اينجاست و قابل نقل نيست. لكن ما به آنها نمىتوانيم يك همچو تحميلى بكنيم. زورمان به آنها نمىرسد. و اگر توانستيم آن يك مجمعى كه مىخواهيم، درست بكنيم براى محاكمه و براى اينكه بررسى كنند به اوضاع ما، به اين جناياتى كه به ما شده بررسى بشود ببينند ما چه مىگوييم. و نمىگذارند كه صداى ما به دنيا برسد. حالا من هم نمىدانم كه شماها مىتوانيد برسانيد يا نمىتوانيد. يا وقتى برويد آنجا صداى ما را