صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٩٦ - رمز بقاى مكتب تشيع
هم همان طور بايد باشيم. حالا بايد بيشتر قشرهاى مختلف ملت به هم پيوند كنند. آن روز ممكن بود كه يك دستهاى باشند كه مثلًا به خيالشان كه خوب، شاه مملكت است- از اين حرفها داشتند- شاه مملكت است خوب، از خودمان است! ظل اللَّه است! از اين مزخرفات. در صورتى كه ظل اللَّه مسئلهاى است، كه اگر اين صادر باشد از ائمه عليهم السلام براى حكومتها، كار را خيلى مشكل مىكند. براى اينكه ظل- سايه- آن چيزى است كه از خودش هيچ ندارد. هر حركتى هست از ذى ظل [١] است. ظل اللَّه پيغمبر اعظم است كه از خودش هيچ نيست. هر چه هست وحى است. هر چه هست از خداى تبارك و تعالى است. اگر اين مطلب را كه وارد شده باشد كه السلطان ظل اللَّه، فاتحه همه سلاطين عالم را مىخواند. براى اينكه اينها «ظل اللَّه» نيستند. اينها ظل شيطاناند. منتها اين منطقها با اشتباهاتش هم بود در كار. حتى از يك معمم فاضل هم هست. كسى نقل كرد كه من در مكه بودم. در همين گيرودارهايى، كه شايد همان سال قبل بود. در همان گيرودارهاى ما [و] شما با اين شخص [٢] در مسجد الحرام نشسته بودم رو به كعبه. گفتم كه خوب، اينجا الآن خوب است دعايى بكنيم. گفت نه ما تكليفمان اين است كه دعا كنيم براى حفظ او ... خوب اين منطقها گاهى بود. اما اين منطقها نسبت به قدرتهاى خارجى اگر هم باشد خيلى كمتر است.
رمز بقاى مكتب تشيع
ديگر خيلى اشتباه بايد باشد يا انسان بايد خيلى خيانتكار باشد كه ملتش اگر با خارج هم، آن هم خارجى كه غير خودمان هست، خارجى كه معلوم نيست كه حالا او هم خيلى به مبانى مذهبش هم عمل كه حتماً نمىكند، خوب معلوم نيست اقتدايش هم خيلى باشد و با ملت ما مخالف است، در ملت ما باز قشرى باشد كه خلاف ملت باشد و موافق او، اين بايد خيلى كم باشد. و لهذا در اين زمان بايد اين وحدت قويتر باشد. اگر آن وقت هم يك
[١] صاحب سايه
[٢] شاه.