صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٩٠ - شكستهاى پياپى امريكا
نظرش نمىآمد كه يك قدرت ديگرى هم هست در مقابل سرنيزه و در مقابل مسلسل.
يك قدرت ديگرى هم هست. و اين بيمارى اسباب اين شد كه آن مشغول شد به آن جنايات. روى همان زمينه كه قدرتى غير از خودش نمىديد، و منتهى شد به اينكه ديديد و ديديم. ايشان هم [١] همان بيمارى را يك قدر بيشتر دارد. براى اينكه هر چه قدرت زيادتر باشد اين بيمارى در آن زيادتر است.
شكستهاى پياپى امريكا
در شكست شاه، امريكا- يعنى دولت امريكا، ما هر وقت از امريكا صحبت بكنيم يا از جاى ديگرى، مگر اينكه اسم ببريم، ملتشان مراد نيست. ما با ملتها هيچ مقابلهاى نداريم.
ملتها هم با ما مقابلهاى ندارند- در شكست محمد رضا [امريكا] يك شكست اقتصادى خورد و يك قدرى هم شكست سياسى. و هر چه هم كوشش كرد آقاى كارتر براى اينكه محمد رضا را نگه دارد، و اخيراً هم كراراً پيش ما مىفرستاد كه مثلًا ايشان باشد و فلان، و بعد هم بختيار را مىخواست نگه دارد، ولى نتوانست و شكست خورد. آن يك شكست بود. گر چه بزرگ بود لكن در مقابل اين شكست دوم كه خواهد خورد كوچك است.
پناه دادن يك نفرى كه مجرم است و قريب سى و چند سال مجرم بوده است و سى و پنج ميليون جمعيت ما به مجرميت او شهادت مىدهند.- يك عدهاى ممكن است كه بدانند و شهادت ندهند- لكن سى و پنج ميليون جمعيت مىدانند، و صدها ميليون جمعيت ساير ممالك دنيا مىدانند كه اين [شاه] آدمى مجرم بود. آدمى ستمكار بود، جنايتكار بود. و اين ملت را آن قدر در جنايت كشيد و اين ملت را آن قدر محروم كرد و آن قدر حبس و تبعيد و كشتار كرد. پناه دادن اين [شاه] خودش يك شكست سياسى است در دنيا. لكن بيمارى كه آقاى كارتر به آن مبتلا هست اين را بفهمد و باقى گذاشتن اين اشخاصى كه جاسوس هستند و در اين لانه جاسوسى هستند و اين مجرم ملت ما را به ملت ما برنگرداندن، اين هم شكستى است كه از اين شكست دومى بالاتر است. براى اينكه اگر
[١] كارتر.