صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥١٩ - خطر دستهبندى و تفرقه افكنى
مسلمان و دلسوز براى ملت، غير وابسته به شرق و غرب پيدا بشود. اين يك قضيه هست كه شما با قدرت اسلامى پيش رفتيد و خودتان چيزهايى كه احتياجات شخصى بود كنار گذاشته بوديد. حالا هم بايد همين طور جلو برويد و تا آنجايى كه ان شاء اللَّه مستقر بشويد.
خطر دستهبندى و تفرقه افكنى
يك قضيه هم كه دنبال اين مطلب است و آنها باز جديت در آن دارند اين است كه با راههاى مختلف، گروههاى مختلف درست كنند. و اين يك گروهى كه شما داشتيد، همه يك حزب كأنّه بوديد همه حزب خدا بوديد، آن را مىخواهند از دستمان بگيرند. اين وحدت را مىخواهند از دستمان بگيرند. يك جمعيتى هر چه افرادش زياد باشد، اگر اين جمعيت با هم منسجم نشوند، يك نحو وحدت پيدا نكند، آسيب برمىدارند. اصلًا خودشان آسيب خودشان مىشوند. اگر يك جمعيتى در يك كشورى، در يك استانى، در يك شهرى، با هم يك وحدتى نداشته باشند، اينها به جان هم مىريزند، قهراً خود باطنشان آسيب مىبيند. و اگر وحدت داشته باشند، هر چه وحدت زيادتر باشد، آسيب كمتر مىشود. در راه كه ما بوديم، اين نهضتى كه داشتيم در اول راه، اين وحدت و اين انسجام زياد بود، محكم بود. يعنى اصل فكر اينكه «كى دشمن من است» هم نبود تو كار.
همه يك نظر بود. اگر هم يك فكرى بود خيلى در اقليت بود. يك انسجامى بين ملت حاصل شد، كأنّه از يك حلقوم صدا درمىآيد. شما اگر در تهران مىآمديد همان معنا را مىشنيديد. در تظاهرات كه در آخر ايران مىشنيديد همان مطلبى كه ... همان فريادى كه از حلقوم تهرانيها در مىآمد از حلقوم آبادانيها هم در مىآمد [و] بندرعباسيها هم در مىآمد، مشهد هم همين طور، همه جاى ايران يك صدا داشتند. مثل اينكه يك حلقوم دارد صدا مىكند. اين طور منسجم شده بوديد. يك جامعه توحيدى ايجاد كرده بوديد كه همه يكى بوديد. آنها هم اين جهت را ديدند كه سيلى كه خوردند از اين حيثيت خوردند، از دو حيثيت بود: يكى اسلامش بود، يكى هم اين حيثيتى كه، انسجامى كه شما با هم داشتيد. اين دو تا هر دو مورد نظر بوده است. آنجا را كوشش مىكنند با قلمها و با