صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٩٣ - مغايرت بىنظمى و خودسرى، با جامعه توحيدى
آنها هم در پايين هستند و بالا، همه حفظ بكنند همه جهات را براى يك مقصد. همه مقصدشان اين باشد. انسجام پيدا بكنند. يعنى روى مقصد و الّا. انسجام كه معناى آن اين نيست كه ما دو تا به هم بچسبيم. معناى آن اين است كه ما همه با هم يك مقصد داريم و روى آن مقصد راه برويم. اگر اين طور شد، جامعه توحيدى است و اگر، بنا شد كه نظم را از دست بدهيم، جامعه از توحيديت بيرون مىرود. اگر شما از بالا اطاعت نكنيد، بالا به شما تعدى بكند، من از بالاترم اطاعت نكنم، بالاتر به من تعدى بكند، اين انسجام از بين مىرود. اين جامعه توحيدى از بين مىرود. جامعه توحيدى اين است كه همه كار خودشان را انجام بدهند روى نظام و همه هم مقصدشان يكى باشد. اين جامعه توحيدى است.
مغايرت بىنظمى و خودسرى، با جامعه توحيدى
اينهايى كه مىآيند در داخل ارتش، در داخل ژاندارمرى، در داخل پاسبانها، در داخل شهربانى، توى جمعيتها، توى دانشگاهها، همه جا اين شياطين هستند، همه جا، اينهايى كه مىآيند با اسم اينكه جامعه توحيدى، مىخواهند توحيد را از بين ببرند. اينها نقشه دارند براى اينكه همه را بپوسانند. اين جامعه را بپوسانند. مقصد دارند اينها. ما بايد آگاه باشيم از اين معنا. جوانهاى ما را بايد آگاه بكنند. شماها بايد آگاه باشيد. جوانها را آگاه بكنيد كه مقصد اين است.
آقايانى كه روابط دارند، با شما هستند، آنجا بايد آشنا كنند جوانها را به اينكه جامعه توحيدى معناى آن اين نيست كه هرج و مرج باشد. جامعه توحيدى معناى آن اين است كه همچو با هم پيوست باشند كه آسيب ديگر نبينند، كه يكى بشوند كأنّه يك موجود. نه اين است كه جامعه توحيدى معناى آن اين است كه بالا و پايين تو كار نباشد. مگر امكان دارد يك همچو چيزى. مگر انسجام حاصل مىشود اگر چنانچه پايين و بالايى نباشد و همه خودسر باشند. پايين و بالا نبودن معناى خودسرى است. نظم نبودن معناى خودسرى است. خودسرى منافى با جامعه توحيدى است. اطاعت نكردن مخالف با