صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٦٨ - برداشت نادرست از جامعه توحيدى
است و طاغوت از بين رفته و جمهورى اسلامى آمده است، ديگر درجهدار و افسر و سرباز ندارد جامعه توحيدى. آن يك اشتباهى است كه آنهايى كه مىخواهند نگذارند اسلام آن طورى كه هست، در كارش تحقق پيدا بكند، آنها اين حرفها را در اذهان جوانها انداختهاند، جوانها هم غافل از مسائل، دنبال كردهاند.
برداشت نادرست از جامعه توحيدى
جامعه توحيدى به آن طورى كه آنها مىگويند يعنى جامعه هرج و مرج! حالا مثلًا در شهربانى اگر بنا باشد كه زيردست رئيس شهربانى از رئيسشان اطاعت نكند، خودش خودسر، به اسم اينكه جامعه توحيدى است، رياست و مرءوسيت اصلش در كار نباشد، همه يا بايد مثلًا فرض كنيد سرلشكر باشند يا همه سرباز. اگر يك لشكرى، يك شهربانى همهشان رئيس باشند، اين شهربانى قابل دوام است؟ همهشان سرباز باشند، همهشان پاسبان باشند، هيچ ديگر آن كسى كه بايد فكر كند و روى افكارش فرمان بدهد، او نباشد در كار، اين شهربانى ديگر شهربانى نيست. در ارتش هم همين طور.
اگر همه سرباز باشند تا جامعه توحيدى به آن معناى غلطى كه در اذهان انداختند باشد، يا همه آنها سرگرد باشند، يا همه آنها سرلشكر باشند مثلًا، آيا اين ارتش مىشود براى يك مملكتى يا هرج و مرج مىشود؟ اساس ارتش، اساس ژاندارمرى، اساس نظام در عالم، نه فقط در اينجا، در عالم از اوّلى كه يك نظامى در عالم پيدا شده، اساس بر اين بوده است كه مراتب محفوظ باشد. فرق ما بين دولت اسلامى و غير اسلامى اين است كه ظلم نشود از بالا به پايين. نه، فرمان داده نشود، اطاعت بايد بشود، ظلم نبايد بشود. در زمان رسول اللَّه هم، همه مطيع رسول اللَّه بودند و او فرمانفرما بود، اما از طرف ايشان ظلم به كسى نمىشد. در زمان حضرت امير هم، حضرت امير امر مىكرد و همه اطاعت مىكردند. مالك اشتر هم در آنجايى كه حكمفرما بود امر مىكرد و همه مكلف به اجرا بودند، لكن از طرف مالك اشتر ظلم به كسى نمىشد.