صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٦٣ - ولايت مطلق فقيه
دين سياست است اصلش. اسلام را شما مطالعه داريد در آن. اسلام يك دينى است كه احكام عبادىاش هم سياسى است. اين جمعه، اين خطبههاى جمعه، آن عيد، آن خطبههاى عيد، اين جماعت، اجتماع، اين مكه، اين مشعر، اين منى، اين عرفات، همهاش يك مسائل سياسى است. با اينكه عبادت است، در عبادتش هم سياست است.
سياستش هم عبادت است. اينها جدا مىكردند اسلام را و دين را از سياست. مىگفتند كه امپراتور سر جاى امپراتورى است، آخوند هم برود در مسجد. آخوند چه كار دارد به اينكه رضا خان مردم را [غارت] مىكند و [اذيت] مىكند. آخوند برود نمازش را بخواند و برود. آخوند چه كار دارد كه نفت را دارند مىبرند. آخوند چه كار دارد كه قراردادهاى كمرشكن براى يك مملكتى حاصل مىشود. آخوند برود عبايش را سرش بكشد. تو مسجد نمازش را بخواند. هر چه هم دلش مىخواهد دعا بخواند. كى با او مخالف است؟
تحريف در مذهب حضرت مسيح
هر كه هر چى دلش مىخواهد دعا بخواند هيچ كس با او مخالف نيست. من احتمال نمىدهم كه حضرت مسيح به اين جور باشد كه حالا درستش كردند. مگر امكان دارد كه حضرت مسيح تعليمش اين داده كه ظلم قبول كنى. صورتت را اين طور بگيرى وقتى مىزنند، آن طرف مىگيرى، اين تعليم خدا نيست. اين تعليم مسيح نيست. حضرت مسيح مبراى از اين است. حضرت مسيح با زور مخالف است. حضرت مسيح مبعوث شدند، اينها براى اينكه رفع كنند اين ظلمها را. براى اينكه چه بكنند، منتها مبتلا شده است به يك دستگاههايى كه بد معرفى مىكند از او. اسلام هم همين ابتلا را پيدا كرده بود. لكن در هر عصرى يك علمايى بودند كه نمىگذاشتند اين طور بشود. حالا يك قدرى توسعه پيدا كرده است. زمان فرق كرده و افكار مردم فرق كرده و اين چيزها هم فرق كرده.
ولايت مطلق فقيه
اگر مقصود از اينكه نقش داشته باشد روحانيت، بله روحانيت نقش دارد. در