صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٦٠ - روحانيت، دژ استوار ايران
اينها مخالفت مىكنند با چيزى كه همه ملت مىگويند. اين جز اين معنا نيست كه مىخواهند همان مسائل سابق عود كند و همان منافع سابق را ببرند. از اسلام ضربه ديدند، مىخواهند نگذارند تحقق پيدا كند.
روحانيت، دژ استوار ايران
در تمام اين مراحل، روحانيت نقش اول داشت. يعنى دانشگاهيها بودند، روشنفكرها همهشان نه البته، دانشگاهيها، دانشجوها تقريباً اكثراً هميشه همه، بازارى چه و چه، همه اينها نقشى داشتند. لكن آنكه ملت را بسيج كرد، آن روحانيون بودند. يعنى هر محلهاى يك مسجد يا چهار تا مسجدى كه دارد، چهار تا روحانى دارد، مردم به آن اعتقاد دارند. آنكه من هميشه به ملت ايران سفارش كردم كه اين دژ محكم را از دست ندهيد و به اين روشنفكرهايى كه مىخواهند، شايد ميل داشته باشند كه مملكتشان استقلالى داشته باشد، مملكتشان آزاد باشد، سفارش كردم كه اينها سد بزرگى است كه اگر از دست بدهيد نمىتوانيد كارى انجام بدهيد. اگر اين روحانيت را از اين نهضت از اول برمىداشتيم، اصلًا نهضتى نمىشد مردم به كس ديگر گوش نمىدادند. مردم به اين روشنفكرها گوش نمىدهند. اينها يك ده نفر- صد نفر، هزار نفر آنكه خيلى از اينها. من الآن نمىدانم يك حزبى باشد، هزار نفر داشته باشد، غير از حزب اسلامى اگر باشد مردم به آنها گوش نمىدهند. [دائما] فرياد بزنند، هر چه فرياد بزنند، اينها بيخود مىگويند. اينكه مىتواند يك ملت را تجهيز كند و تا پاى مرگ ببرد، آن اين جمعيت است. اينكه مىگوييد نقش بزرگى داشتند، واقعاً اين طور است كه مايى كه مطلعيم بر ميزان علاقه مردم به روحانيينشان، منتها سعه شعاع نفوذ روحانيين مختلف است با هم. اما هر كدام در هر شعاعى هستند، آن عدهاى كه آنجا هستند به حرف آنان گوش مىدهند. يعنى مىبينند كه چنانچه دنبال حرف اين بروند، اين برايشان سعادت است. خيرخواهشان هست. اگر هم كشته بشوند، سعادت است.