صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٤٢ - دوستان غافل و دشمنان عاقل
عقدهاند خيال مىكنند اينها اهل خيرند، مىخواهند براى اينها، يك كار خوبى بكنند.
آنهايى كه اهل نقشهاند مىفهمند دارند چه مىكنند. مىفهمند كه اينها را بر خلاف آن مسيرى كه ملت دارد، دارند مىبرند.
تكليف امروز ما
تكليف ما در امروز چيست؟ تكليف ما اين است كه اين رمز را محكم نگه داريم.
الآن به فكر اينكه يك نابسامانى هست در اداره و در كذا و در كذا، اين نابسامانى از آن ناحيه است، آن ناحيه را تقويت بكنيد. همه شكايات را امروز بايد كنار گذاشت. همه چيزهايى كه براى ما ناراحتكننده است و فرعى است كنار گذاشت، و اين امر اصلى كه الآن ما مبتلا به آن هستيم، يعنى مىخواهند اصل نهضت را از بين ببرند.
اين مرحله اول كه عبارت از اين است كه اين نهضتى كه با آن ما پيروز شديم بايد مثل يك بچهاى روز به روز جلويش ببريم و تربيتش كنيم و بزرگش كنيم، اين را مىخواهند از دست ما بگيرند. اگر خداى نخواسته اين معنا از دست ما گرفته شد، ما اساس را از دست داديم. ديگر همه ديوارها فرو مىريزد. ما اگر چنانچه در اين انقلاب با همان طورى كه جلو آمديم پيش نرويم با همان قدرتى كه آمديم پيش نرويم و پوسيدگى، كرمخوردگى در ما پيدا بشود، مثل يك خربزهاى كه ظاهرش چه است، آب هم به آن مىدهند، همه چيزها، ولى وقتى كه مىبينند، در باطن كرم زده است.
دوستان غافل و دشمنان عاقل
اينها مىخواهند كه ما را كرم زده كنند و به دنيا ارائه بكنند كه اينها يك خربزه كرمو هستند، اينها به درد نمىخورند. به دنيا ارائه كنند كه اينها رشد سياسى ندارند. ايران يك مملكتى هست كه هرج و مرج است. طبقه پايين به بالا اصلًا اعتنا ندارد. سرباز به آن درجهدار اعتنا ندارد. درجهدار هم به افسر اعتنا ندارد. يك همچو كشورى است كه قواى انتظامىاش انسجامش را از دست داده. يك همچو كشورى است كه اداراتش كار نمىكنند. كم كار مىكنند. يك همچو مملكتى است كه همه به جان هم افتادند. وقتى يك