صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣٩ - تلاش دشمن در ايجاد اختلافات
نمىخواستند بگذارند كه رأى بدهيد براى جمهورى اسلامى. در بسيارى از جاها جلو رأى را گرفتند. در بعضى جاها آن صندوقها را شكستند، آتش زدند. با تفنگ مانع شدند از اينكه رأى بدهند، اينجا شكست خوردند. باز براى اينكه مردم باز همان حال را داشتند، رأى را دادند. دنبالش هر مرحلهاى را كه يك قدم شما جلو گذاشتيد آنها آن مرحله را كه جهت اسلاميتش بود، هدف قرار دادند.
من حالا بخواهم به تفصيل بگويم، نه شما وقت داريد نه من. اما درست مطالعه كنيد كه در هر مرحله مخالفت شد و مخالفت در همان جهتى بود كه راجع به جهت اسلامىاش بود كه اينها يا آگاهانه اين كار را مىكردند- كه اجير بودند- يا جوانهايى بودند كه ناآگاه. آن آگاهها آنها را بازى مىدادند و آنها صحبتش را مىكردند. بعد در اين مرحله، بعد هم تا حالا [پيوسته] شكست خوردند. يعنى جمهورى اسلامى را رأى دادند.
تقريباً ٩٨ درصد رأى مثبت بود. يك قدرى هم بيشتر. بعد هم خبرگان را كه هى مخالفت، هى مخالفت. مع ذلك مردم تعيين كردند خبرگان خودشان را. بعد هم به آرا گذاشتند، همين قانون اساسى را. آنجا هم باز مخالفت، مخالفت، لكن مع ذلك ملت پيروز شد. اينها ننشستند باز. آن جهتش تا اينجا آمده است. حالا بعدش هم البته رئيس جمهورى يا مجلس شوراى ملى، اينها هم البته مواجه با خيلى مخالفتها خواهد شد. اين يك جهت بود.
تلاش دشمن در ايجاد اختلافات
جهت دوم اين قضيه، اتحاد مردم كه همه با هم بودند- يك- كأنه يك نفس بود، يك صدا بود. شما اگر بندرعباس مىرفتيد همان را مىشنيديد كه در شمال مىشنيديد. در مشرق ايران مىرفتيد همان را مىشنيديد كه در مغرب مىشنيديد. بچهها همان را مىگفتند، پيرمردها هم همان را مىگفتند، رعيتها هم همان را مىگفتند و متفكرين هم همان را مىگفتند. آنهايى هم كه بر خلاف اين مسير بودند، آن وقت صداشان در نمىآمد. نمىتوانستند درآورند. بعد كه رسيديد به آنجايى كه يك قدرى به نظر