صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣٦ - خطر غفلت و فريب
در كميتهها، در دادگاهها، در ادارات، در بين كشاورزان، در بين كاركنان صنعت نفت، در همه اينها يك بساط ناآرامى ايجاد كنند. ناآرامى تا در خارج منعكس بشود كه اين كشور، اين مملكت نمىتواند خودش را اداره كند. محتاج به اين است كه يك مديرى برود اين را ادارهاش كند. ايجاد نارضايتيهايى مىشود كه اين ناراحتيها با اينكه سنگين است، لكن ملت ما بايد توجه داشته باشد كه براى چه مقصدى ايجاد مىشود. در اين صحراهايى كه كشاورزها مشغول كشاورزى هستند مىروند با عناوين مختلف جلوگيرى مىكنند، نمىگذارند كار بكنند. در كارخانهها هر چه بتوانند جلوگيرى مىكنند كه كار نشود. نتوانستند، كم كارى ايجاد مىكنند. در دانشگاهها به يك صورت ديگرى و در ارتش و در ژاندارمرى و در ساير قشرهاى انتظامى آنجا هم به يك جور ديگرى. تمام اينها يك مقصد دارند و آن مقصد اين است كه نگذارند اين انسجامى كه بايد بين اين ملت حاصل بشود و آن انسجامى كه بود و با آن انسجام پيش بردند، نگذارند اين عمرش باقى باشد. مىدانند كه اگر اين انسجام كه بين اقشار ملت بود، به عمرش ادامه بدهد، ملت پيروز مىشود تا آخر هم دست آنها كوتاه مىشود. پس بايد چه بكنند؟ بيايند بين قشرها ايجاد اختلاف كنند. من خانه ندارم، من حقوقم كم است، من درجهام كم است، درجه دارى اصلًا نمىخواهد.
خطر غفلت و فريب
يكى از حرفهايى كه در بين ارتشيهاست، يك دسته جوان كه گول خوردند، درجه دارى نمىخواهيم همه يكجور بايد باشند- از اين حرفها، از اين نطقها- گاهى گول خوردهاند به اسم اسلام، يك چيزهايى را مىگويند كه اسلام در آن نيست. و گاهى هم متعمدند و گول نخوردهاند، لكن متعمدند و از روى عمد اين كار را مىكنند. امروز اين نحو اختلافاتى كه ايجاد كردند و شما ديديد كه در زمان نهضت، آن وقتى كه مشغول بودند همه مردم به مبارزه با رژيم، اين جور اختلافات نبود اصلًا. اگر آن روز هم اين اختلافات بود ابداً پيشبردى نمىشد. اين اختلافات بكلى ناديده بود. هيچ كس فكر اين