صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٩٩ - اختلافات استعمارى قومى- قبيلهاى
خانهمان چه جورى است! هيچ كس نمىنشيند. همه در صدد اين هستند كشتى را نجات بدهند. يك وقت كه يك كشورى مبتلا شده است به يك همچو مسائل، مثل الآن كه كشور ما مبتلاست به مواجههاى با يك قدرتى كه تمام تبليغات دنيا را دستش هست.
دولتها هم الّا نادر، همه همراه او هستند. يك همچو موقعى ملت ما نبايد در فكر اين باشد كه حالا در اداره كه من مىروم جايم كجا باشد. در فرهنگ بايد چه جور باشد. همه اينها يك موقع آرام بايد طرح بشود.
اختلافات استعمارى قومى- قبيلهاى
امروز روز اين است كه ما تمام چيزهايى كه مربوط به خودمان است، مربوط به ادارهمان است، همه را كنار بگذاريم. يك نظر، يك توجه داشته باشيم. و آن توجه به اينكه اين دشمن را عقب بزنيم و مىتوانيم و مىتوانيد. يك ملت اگر يك چيزى خواست، نمىشود خلافش كرد. خدا همراهش است
يد الله مع الجماعة [١].
يك جمعيت كه براى خدا قيام كرده و با اللَّه اكبر مطلبش را پيش برده است، اين را نمىشود تحميلش كرد.
تحميلاتى كه بر ملتها مىشد از باب اين بود كه قشرهاى مختلف هر كدام مشغول كار خودشان بودند. آنها هم ايجاد اختلاف مىكردند بينشان. حزبهاى مختلف درست مىكردند كه هر كدام دشمن ديگرى بود. در قشرهاى مختلف مملكت كارهاى مختلف؛ اين كى هست، ترك. آن كى، كرد. آن كى، سيستانى. آن كى، بلوچ. آن كى، فارس. حتى در يك شهر، اين محله و آن محله با هم اختلاف داشتند. شايد شماها يادتان نباشد. محله كذا با محله كذا با هم اختلاف داشتند كه اگر از آن محله يك كسى مىآمد به اين محله، كتك مىخورد و مىرفت. اينها يك چيزهايى بود حساب شده كه نگذارند يك ملت با هم مجتمع بشوند. نگذارند كه يك جمعيتهايى يك طرف بروند، متوجه بشوند به يك چيزى. متوجه بشوند به يك طرف. اين وقتى اختلافات پيدا شد، نخواهد شد.
[١] حديث نبوى، صحيح ترمذى، ج ٣، ص ٣١٦: «دست خدا با جماعت است»