صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٩٨ - نجات كشتى انقلاب، وظيفه همگانى
صحبت مىكند. آن روز هم كه بيرق اسلام باشد براى او صحبت مىكند. اينها يك مبنايى ندارد بسياريشان. اين طورى هستند. يك مبنايى ندارد روى آن مبنا يك كارى بكند. و اين قشرشان كه توجه به مسائل ممكن بود پيدا بكنند، اينها توجه اين جورى بود وضعشان.
قشرهاى ديگر هر كسى مشغول كار خودش بود. كاسب كسب مىكرد. زارع زراعت مىكرد. همه چيزشان را هم كه مىبردند هى مىگفتند خوب آقا فرض كن، اينكه توجه مىكرد، مىگفت ما چه بكنيم نمىتوانيم. اكثراً هم توجه نداشتند به اين مسائل. اين يك دست غيبى الهى بود كه اين ملت را از آن حال رخوت، از آن حال سستى، از آن حال بيخبرى برگرداند به يك حال خبردارى؛ همه مجهز شدند. نمىشود كه بدون تأييد الهى يك همچو توسعهاى پيدا بكند يك مسأله. همه جا مىرفتى مىديدى يك مطلب مىگويند كه ما جمهورى اسلامى مىخواهيم: نه شرقى، نه غربى، جمهورى اسلامى، آزادى، استقلال، جمهورى اسلامى. اين يك مسئلهاى نبود كه بشود يك نفر آدم، ده نفر آدم، صد نفر آدم، كار را انجام بدهند. يك مسأله بود الهى و انجام گرفت. به طورى كه تمام قشرهاى ملت با هم يكصدا شدند. با آن يك صدا هم پيش بردند. و ما مادامى كه اين نهضت را نگهش داريم، حفظش كنيم پيروز هستيم. و ما اميدواريم كه حفظ بشود.
نجات كشتى انقلاب، وظيفه همگانى
توجه داشته باشيد به اينكه امروز روزى نيست كه ما و شما و ملت ما و همه توجه به گرفتارى خودشان؛ گرفتارى شخصى، داشته باشند. يك روزى كه يك گرفتارى براى اسلام دارد پيش مىآيد، يك گرفتارى براى كشور دارد پيش مىآيد، در معرض اين است كه مفسدها افساد بكنند و بخورند اين كشور را. برگردانند به حال ديگر، كه همه چيزمان از بين برود، روز اين نيست كه ما بنشينيم بگويم كه حقوقم كم است. خانهام چه جورى است. الآن روز اين نيست. بايد الآن ما اين كشتى كه از همه اطراف موجهاى بسيار خطرناك به آن متوجه است، ما بايد ننشينيم حالا كه، همان نظير خود كشتى، حالا اگر چه يك عدهاى در كشتى بودند و كشتى افتاد به خطر غرق، آن وقت اينها بنشينند بگويند كه