صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٨٩ - حكومت حضرت على، حكومت ايده آل اسلامى
خارج متحقق كنند، و مع الأسف تا كنون نشده است. اسلام را نتوانستيم ما معرفى كنيم آن طورى كه بايد بشود، و نتوانستند معرفى كنند.
رويكرد به اسلام با عرضه صحيح آن
آنهايى كه با اسلام مخالفند، با زندگى ما مخالفند، با همه چيز ما مخالفند. آنها كوشش كردند كه اسلام در همان كتابها و در همان معابد مدفون بشود. نگذاشتند اسلام، نه حكومتش و نه آن عدالتش در خارج بيايد. اگر آن طورى كه اسلام هست و آن طورى كه اولياى اسلام بودند، و آن طور حكومتهايى كه گاهى در اسلام تحقق پيدا كرده است، اگر ما بتوانيم عرضه بكنيم بر دنيا، آن نحو حكومت را، مطمئن باشيد كه همه دنيا اقبال بهش مىكنند. الآن وقتى اسم حكومت را مىشنوند، و لو بگويند رژيم «جمهورى اسلامى» اذهان درش وارد مىشود، يك همچو حكومتى مثل رژيم شاهنشاهى، يك خرده بهتر.
براى اينكه اذهان عادت كردهاند به اينكه هميشه به گوششان رژيم شاهنشاهى خورده، و چشمشان هم آنها را ديده، و زندگيشان هم با آن به آخر رسيده. نمىدانند كه يك رژيم ديگرى هم در عالم ممكن است باشد. طرحش هست و لو تحقق پيدا نكرده است. كه اگر آن طرح خارج باشد و وجود عينى پيدا بكند، بعد آن وقت وضع حكومت را مىفهمند چه جور وضعى است.
حكومت حضرت على، حكومت ايده آل اسلامى
وضع شخص اول كشور اسلامى را مثل حضرت امير- سلام اللَّه عليه- شخص اول بود، و دايره امرش هم از حجاز تا مصر، تا ايران، تا عراق، سوريه و همه اين جاهايى كه در اين جاست، و يك مقدارى هم از اروپا، در عين حالى كه اين طور بوده است مع ذلك وضع زندگىاش آن طور بوده. يعنى جورى بوده است كه براى ديگران قابل تحمل نبوده.
خودش هم مىفرمايد كه شما قدرت بر اين نداريد؛ به اين طور زندگى قدرت نداريد. لكن من را اعانت كنيد به تقوا. يك حاكمى كه سعه مملكتش آن است، وقتى كه شب مىشود، شبش آن طور است. وقتى مىرود دنبال خانههايى كه بىبضاعت هستند. در يك نقلى