صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٨١ - بىايمانى ريشه اختلاف و درگيرى
براى اين كافرهايى كه مسلمان نمىشدند و مؤمن نمىشدند غصه مىخورد. در آيه شريفه هست كه: مثل اينكه مىخواهى خودت را هلاك كنى براى اينها [١]. مىخواست كه همه عالم به نور برسند. مبعوث شده بود براى اينكه همه اين هياهوهايى كه در دنيا هست و اين هياهوها براى خود است، براى رسيدن به قدرت خود است، اين هياهوها را از بين ببرد، و يك خداخواهى در مردم ايجاد كند، توجه به نور ايجاد كند. اگر ايجاد بشود آن، ديگر اين همه نزاعهايى كه در دنيا هست از بين مىرود.
بىايمانى ريشه اختلاف و درگيرى
اگر تمام انبيا جمع بشوند در يك محلى، هيچ وقت با هم نزاع نمىكنند. اگر اوليا و انبيا را، شما فرض كنيد كه الآن بيايند در دنيا، هيچ وقت با هم نزاع ندارند. براى اينكه نزاع مال خودخواهى است. از نقطه نفس انسان پيدا مىشود كه آنها نفس را كشتهاند. جهاد كردهاند و همه خدا را مىخواهند. كسى كه خدا را مىخواهد نزاع ندارد. همه نزاعها براى اين است كه اين براى خودش يك چيزى مىخواهد، آن هم براى خودش يك چيزى مىخواهد. اين دو خودها تزاحم مىكنند. اين قدرت را مىخواهد مال خودش باشد، آن هم قدرت را مىخواهد مال خودش باشد. تزاحم مىكنند. جنگ درمىآيد.
اگر مردم تربيت بشوند به تربيت انبيا كه همه كتب آسمانى براى اين تربيت آمده است، همه اين نزاعها از بين مىرود. همه اين گرفتاريهايى كه براى بشر است از بين مىرود.
برادر مىشوند همه. همان طورى كه در قرآن كريم همه را برادر خوانده است. مؤمنها برادرند. از اين آيه استفاده اين معنا مىشود كه چنانچه دو نفر به اخوت ايمانيشان عمل نكنند، برادر نباشند، مؤمن نيستند. «الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» [٢] اينكه برادر هستند. اين مؤمنها برادرند. همان طورى كه يك برادر براى برادر خودش خير مىخواهد، مؤمن اين است.
اگر يك وقت ما ديديم كه كسى براى برادرهاى خودش خير نخواست، نزاع راه
[١] سوره شعرا، آيه ٣: «لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ»
[٢] سوره حجرات، آيه ١٠.