صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٧١ - معجزات انقلاب
خوردند. مىگفتند «جمهورى اسلامى لازم نيست، جمهورى يا جمهورى دمكراتيك.» آنجا شكست خوردند. بعدش صحبت از قانون اساسى شد. خواستند نگذارند اين قانون اساسى اصلش نوشته بشود. از آنجا شروع كردند كه بگذاريد تا مجلس مؤسسان پيدا بشود. مجلس مؤسسان يعنى چه؟ يعنى سيصد نفر در قشرهاى مختلف. براى اينكه مىديدند كه اگر سيصد نفر در ايران بخواهند اين كار را بكنند، ممكن است يك مقدارى از اين قاچاقها هم تويش باشد. ما مىگفتيم نه، ما يك خبرگانى درست مىكنيم. بعد مىگذاريم به آراى ملت. خبرگانش با آراى ملت. و بعد از اينكه آنها هم قبول كردند باقىاش هم با آراى ملت. قانون اساسى هم با آراى ملت. اينجا [دائماً] ايراد مىگرفتند و همه ايراد براى همين معنا بود كه از اسلام مىترسيدند. و رمز پيروزى شما را اسلام ديده بودند. و اينها مىخواستند كه نگذارند جمهورى اسلامى، قانون اساسى اسلامى داشته باشيد. از آن كه گذشت و رأى داديد. و در بينش هم يكى دو تا از آن قاچاقها پيدا شد.
آنها مىخواستند در ششصد نفر عدد زياد پيدا بكنند. كه كارشكنى بكنند لكن الحمد للَّه نشد. بعد كه خواستيد رأى بدهيد باز كارشكنى مىكردند. در رأى دادن هم كارشكنى مىكردند. اين قدر تبليغات كردند كه يك دسته از برادرهاى ما قهر كردند. مع ذلك نود درصد رأى داديد. يك دمكراسى باصطلاح آنها! حالا ما با اصطلاح آنها مىگوييم يك «دمكراسى دو آتشه»! يعنى دو دفعه به رأى عمومى گذاشتن. يك دفعه خبرگان را خود ملت تعيين كرد. يك دفعه بعد از اينكه خبرگان تعيين شدند و به رأى ملت تعيين شدند، خود قانون را رأى ملت تصويب كرد. در عالم يك همچو دمكراسى ما نداريم. در عالم ما نداريم كه تبليغات نشده كار انجام بگيرد. تبليغاتى نتوانستند بكنند، نكردند [و] نگذاشتند. از آن طرف البته تبليغات [سوء] بود.
معجزات انقلاب
يك همچو مطلبى كه در ايران اتفاق افتاده از آن معجزاتى است كه در صدر اسلام اتفاق مىافتاد. مسائل اسلام و ايران در اين مدت مسائل اعجازى است. پيشرفت شما در